ارزیابی حقوقی چهار واژه کلیدی در برجام و قطعنامه ۲۲۳۱
نویسنده: حسن بهشتیپور
مقدمه
"برجام" بهعنوان توافقی میان ایران و گروه ۱+۵ در سال ۲۰۱۵ با هدف پایان دادن به امنیتیسازی پرونده هستهای ایران و رفع تحریمهای مرتبط با برنامه هستهای ایران تدوین شد. در این توافق، برای بیان نحوه رفع تحریمها از چهار واژه کلیدی استفاده شده است. این واژگان از منظر حقوقی تفاوت ماهوی دارند و فهم نادرست آنها میتواند بر ارزیابی تعهدات طرفین و تفسیر اجرایی توافق اثرگذار باشد.
چهار واژه کلیدی "Suspend"، "Waiver"،""Lift و "Terminate" از لحاظ حقوقی نقش بنیادین در تعیین حدود و ضمانت اجرای تعهدات طرفین دارند. بررسی دقیق متن رسمی برجام (نسخه انگلیسی PDF) نشان میدهد که از نظر ماهوی، تنها "Terminate" نشاندهنده لغو قطعی و غیرقابل بازگشت است، در حالی که "Suspend" و "Waivers" ابزارهای موقت و بازگشتپذیر به شمار میروند. واژه "Lift" نیز به دلیل دوگانگی معنایی در نظامهای حقوقی آمریکا و اروپا، منبع اصلی اختلافات سیاسی و حقوقی شده است. همین موضوع بهانهای در فضای سیاسی ایران، بهویژه اختلاف نظر عمدهای درباره معنای دقیق "Lift" و "Suspend" شکل گرفت. برخی معتقد بودند تیم مذاکرهکننده دقت کافی به این واژگان نداشته است و برخی دیگر ادعا کردند اصلاً متن "برجام" خوانده نشده بود! از همین رو، بررسی مستند و حقوقی متن رسمی "برجام" ضروری است تا روشن شود هر واژه دقیقاً در کجا و با چه بار حقوقی به کار رفته است.
در این وبلاگ هدف ارائه تحلیل های روز در باره تحولات بین المللی و روابط خارجی ایران با سایر کشورها و در موارد مهم تحلیل مسائل داخلی ایران است.علاوه براین برای کسانی که به هردلیل علاقه مند به مسائل تحلیل سیاسی هستند و دوست دارند روش صحیحی را برای تحلیل تحولات جاری ایران و جهان در پیش گیرند، بخش آموزشی در این باره ارائه شده است که امیدوارم گام کوچکی در ایجاد انگیزه برای شناخت دقیق تر مسائل سیاسی ایران و جهان باشد.