ارزیابی حقوقی چهار واژه کلیدی در برجام و قطعنامه ۲۲۳۱

نویسنده: حسن بهشتی‌پور

مقدمه

"برجام" به‌عنوان توافقی میان ایران و گروه ۱+۵ در سال ۲۰۱۵ با هدف پایان دادن به امنیتی‌سازی پرونده هسته‌ای ایران و رفع تحریم‌های مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران تدوین شد. در این توافق، برای بیان نحوه رفع تحریم‌ها از چهار واژه کلیدی استفاده شده است. این واژگان از منظر حقوقی تفاوت ماهوی دارند و فهم نادرست آن‌ها می‌تواند بر ارزیابی تعهدات طرفین و تفسیر اجرایی توافق اثرگذار باشد.

چهار واژه کلیدی "Suspend"، "Waiver"،""Lift و "Terminate" از لحاظ حقوقی نقش بنیادین در تعیین حدود و ضمانت اجرای تعهدات طرفین دارند. بررسی دقیق متن رسمی برجام (نسخه انگلیسی PDF) نشان می‌دهد که از نظر ماهوی، تنها "Terminate" نشان‌دهنده لغو قطعی و غیرقابل بازگشت است، در حالی که "Suspend" و "Waivers" ابزارهای موقت و بازگشت‌پذیر به شمار می‌روند. واژه "Lift" نیز به دلیل دوگانگی معنایی در نظام‌های حقوقی آمریکا و اروپا، منبع اصلی اختلافات سیاسی و حقوقی شده است. همین موضوع بهانه‌ای در فضای سیاسی ایران، به‌ویژه اختلاف نظر عمده‌ای درباره معنای دقیق "Lift" و "Suspend" شکل گرفت. برخی معتقد بودند تیم مذاکره‌کننده دقت کافی به این واژگان نداشته است و برخی دیگر ادعا کردند اصلاً متن "برجام" خوانده نشده بود! از همین رو، بررسی مستند و حقوقی متن رسمی "برجام" ضروری است تا روشن شود هر واژه دقیقاً در کجا و با چه بار حقوقی به کار رفته است.

ادامه نوشته

راهبردهای اقتصادی برای کاهش اثرات تحریم

بازگشت رسمی تحریم‌های شورای امنیت، آثار متفاوتی در حوزه‌های اقتصادی دارد. اگرچه برخی از قطعنامه‌ها در سال‌های گذشته عملاً کارکرد خود را از دست داده بودند اما فعال شدن دوباره آن‌ها جنبه نمادین و سیاسی مهمی دارد و می‌تواند شرایط را برای اجرای تحریم‌های ثانویه آمریکا و اروپا مهیاتر کند. مهم‌ترین پیامدها عبارتند از تشدید محدودیت‌ها در دسترسی به بازارهای مالی و بانکی بین‌المللی، کاهش صادرات نفتی و غیرنفتی و اختلال در واردات کالاهای اساسی به دلیل موانع بیمه‌ای و پرداخت.

نرخ ارز و تورم: افزایش فشار بر بازار ارز و رشد تورم ناشی از کاهش درآمدهای ارزی و تشدید انتظارات تورمی. تجربه نشان داده که این حوزه بیشترین تأثیر روانی را بر جامعه دارد.

سرمایه‌گذاری: فرار سرمایه‌های داخلی و توقف ورود سرمایه‌گذاری خارجی به دلیل ریسک حقوقی و مالی.

فناوری و تولید: محدودیت جدی در انتقال فناوری و قطعات مورد نیاز صنایع کلیدی مانند نفت، خودرو و فناوری اطلاعات. این موضوع می‌تواند رشد صنعتی را کند کند و وابستگی به واردات را تشدید کند.

پیامدهای اجتماعی: فشار تحریم‌ها بیش از همه بر طبقات متوسط و ضعیف جامعه اثر می‌گذارد؛ افزایش فقر، کاهش اشتغال و افت رفاه عمومی، تهدیدهایی جدی در سطح اجتماعی ایجاد می‌کند که می‌تواند پیامدهای سیاسی داخلی نیز به همراه داشته باشد.

کلی‌گویی در این بخش کافی نیست؛ باید راهکارهای عملیاتی و واقع‌بینانه ارائه شود.

اصلاح نظام بانکی و مالی: حرکت به سمت پیمان‌های پولی دوجانبه و چندجانبه، استفاده از ارزهای محلی در تجارت خارجی، و توسعه سیستم تهاتر کالا با کشورهایی که آمادگی دارند.

حمایت واقعی از تولید داخلی: حذف مقررات زائد، کاهش فشار مالیاتی بر تولیدکنندگان، و تسهیل واردات مواد اولیه و قطعات برای صنایع.

تنوع‌بخشی به صادرات: توسعه صادرات محصولات کشاورزی، معدنی و خدمات فنی-مهندسی برای کاهش وابستگی به نفت.

شفافیت و مقابله با فساد: بدون اصلاح حکمرانی اقتصادی و افزایش شفافیت، هیچ راهبردی نتیجه نخواهد داد.

مدیریت روانی بازار: جلوگیری از بزرگ‌نمایی اثرات تحریم‌ها، اطلاع‌رسانی دقیق و شفاف به مردم و اعمال سیاست‌های پولی و مالی منسجم برای کنترل انتظارات تورمی.

فعالیت حقوقی محدود اما هدفمند: گرچه سازوکارهای حقوقی بین‌المللی غالباً در اختیار قدرت‌های غربی است، اما پیگیری پرونده‌ها در نهادهای بین‌المللی می‌تواند حداقل جنبه تبلیغاتی و مستندسازی حقوقی داشته باشد.

دیپلماسی فعال با قدرت‌های غیرغربی: گسترش روابط با کشورهایی چون روسیه، چین، هند و اعضای بریکس فرصتی برای ایجاد شبکه‌های تجاری و مالی جایگزین است. با این حال، باید توجه داشت که این کشورها در نهایت منافع خود را دنبال می‌کنند و تکیه صرف بر آن‌ها خطای راهبردی خواهد بود.

مدیریت روابط با اروپا: حتی در صورت همراهی اروپا با آمریکا، باید کانال‌های ارتباطی باز نگه داشته شود تا امکان کاهش فشارها در آینده وجود داشته باشد.

دردوران پسا برجام چه  باید کرد

نوشته حسن بهشتی پور

اختصاصی روزنامه قدس

مقدمه:

فعال‌سازی مکانیزم ماشه پیامدهای حقوقی، امنیتی و روانی قابل‌توجهی برای ایران دارد؛ با این حال راه‌حل مؤثر نه در اقدامات تنش آفرین (مثل بحث خروج از ان پی تی ) نیست بلکه در ترکیب اصلاحات ساختاری داخلی، مدیریت افکار عمومی، تقویت تولید و دیپلماسی فعال است.

۱. واقعیت شرایط جهانی و پیامدهای بین‌المللی

دوران پسا برجام، بدون توافق با آمریکا و اروپا ، تا حدی ایران را به چارچوب قطعنامه‌های شورای امنیت ذیل فصل هفتم بازمی‌گرداند. این بازگشت ـ ولو عمدتاً ذیل بند ۴۱ (تحریم‌های اقتصادی) ـ وضعیت ایران را در عرف بین‌المللی به‌عنوان « تهدیدکنندهٔ صلح و امنیت بین‌المللی» قرار می‌دهد و امکان بهره‌برداری سیاسی و حقوقی از سوی دشمنان بین‌المللی ایران را افزایش می‌دهد. نتیجه عملی می‌تواند شامل محدودیت در تجارت، بازرسی‌ها و ایجاد توجیه برای اقدام های محدودیت ساز علیه مراودات اقتصادی ایران باشد.

با این حال باید توجه داشت که قطعنامه‌های شورای امنیت از منظری فنی و رسمی هستند و دامنهٔ عملی آثارشان (مقایسه با تحریم‌های ثانویه آمریکا) بسیار کمتراست؛ بنابراین پیگیری شکایت حقوقی از کشورهای آلمان ، انگلیس و فرانسه در دادگاه بین‌المللی لاهه و ثبت ادعاها و دفاع حقوقی باید هم‌زمان با اقدامات میدانی در داخل برای بهبود شرایط اقتصادی کشور هم زمان دنبال شود.

ادامه نوشته

بایسته‌ها و روش‌شناسی تدوین تاریخ شفاهی

نوشته : حسن بهشتی پور

اختصاصی برای سایت تاریخ شفاهی

https://www.oral-history.ir/?page=post&id=12859

مقدمه

در قلمرو دانش و اندیشه، مرز ظریفی «خیال» را از «واقعیت» جدا می‌سازد. خیال، آن‌گاه که در چارچوب ادبیات و هنر جای گیرد، موتور محرک آفرینش می‌شود و جهانی زیباتر می‌آفریند؛ اما همین نیرو اگر به حریم روایتِ تاریخی تجاوز کند، به آفتی ویرانگر بدل می‌گردد که پایه‌های حافظهٔ جمعی را سست می‌کند. این گذر از واقعیت به خیال، به‌ویژه در «تاریخ شفاهی» که روایت راویان مستقیم رویدادها، سنگ بنای خود می‌داند، خطری همیشگی و مهلک است.

در ادبیات و افسانه‌سرایی، تخیل نویسنده ارزش افزوده محسوب می‌شود و حتی توهمِ راوی می‌تواند به ژرف‌نمایی اثر بینجامد. اما تاریخ، به‌مثابه دانشی متکی بر شواهد و واقعیت‌ها، بر عکس این قاعده استوار است. وقتی تاریخ‌نگاری بر پایه خاطرات راوی، ذهنیت‌های فردی و روایت‌های شفاهی نقش آفرین اصلی در متن یک واقعه شکل می‌گیرد، این پرسش بنیادین مطرح می‌شود: مرز بین «واقعیت عینی» آنچه رخ داده، با «تصویر ذهنی» راوی کجاست؟ یعنی چگونه می توان واقعیت ها را آن گونه که اتفاق افتادند از خطای سهوی و گاهی عمدی راوی جدا کرد؟

ادامه نوشته

چرایی و چگونگی مواجهه ایران با پیام‌های مذاکره‌ای اروپا

حسن بهشتی پور

با فعال‌سازی «مکانیسم ماشه» از سوی اروپایی‌ها و تشدید تحریم‌ها، روابط ایران و غرب در وضعیت تعلیق و بی‌اعتمادی قرار گرفته است. با این حال، پیام‌ها و سیگنال‌های روزانه‌ای از سوی اروپا و حتی آمریکا برای بازگشت به میز مذاکره به تهران ارسال می‌شود. پرسش اساسی این است که هدف از این پیام‌ها چیست و ایران چه رویکردی باید در قبال آنها اتخاذ کند؟

اروپا: نمایش صلح‌طلبی برای افکار عمومی

اروپا امروز بیش از آنکه در پی دستیابی به توافقی عملی با ایران باشد، تلاش دارد تصویر خود را در عرصه جهانی مدیریت کند. اروپایی‌ها می‌خواهند نشان دهند که «اهل جنگ نیستند» و همچنان راه دیپلماسی را باز گذاشته‌اند. در واقع، پیام‌های مذاکره‌ای بیشتر کارکرد تبلیغاتی و اعتمادسازی نزد افکار عمومی جهان دارد تا راهگشایی برای حل اختلافات واقعی. این وضعیت، به‌ویژه پس از افشاگری نماینده روسیه در شورای امنیت درباره رفتار فرانسه، بی‌اعتمادی نسبت به پایبندی اروپا را افزایش داده است.

ادامه نوشته