چرا بعید است جنگی آغاز شود و چرا راهی جز مذاکره وجود ندارد؟

نفع برخی در جنگ و تحریم است؛

نوشته :حسن بهشتی پور

تحولات اخیر درتنش بین تهران–تل‌آویو و افزایش گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال آغاز جنگ، بار دیگر این پرسش را به صدر تحلیل‌های سیاسی بازگردانده است که آیا منطقه در آستانه یک درگیری جدید قرار دارد یا نه. اما بررسی دقیق شرایط داخلی اسرائیل، وضعیت اقتصادی این رژیم، ملاحظات آمریکا و همچنین واقعیت‌های داخلی ایران نشان می‌دهد که جنگ، نه محتمل است و نه مطلوب؛ نه برای بازیگران خارجی و نه برای ایران. با این حال، خطر بهره‌برداری سیاسی از نارضایتی‌های داخلی و سوءاستفاده برخی جریان‌ها از فضای تنش همچنان پابرجاست.

ادامه نوشته

نفت و پشت‌پرده تروریسم دولتی آمریکا در ونزوئلا

نوشته : حسن بهشتی پور

مقدمه

تحولات اخیر ونزوئلا و اقدام ایالات متحده در بازداشت نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور این کشور، بار دیگر مسئله «نقض حاکمیت ملی» و «بحران‌سازی هدفمند» در نظام بین‌الملل را به کانون توجه بازگردانده است. در چنین شرایطی، تمایل طبیعی افکار عمومی و حتی بسیاری از تحلیلگران، حرکت سریع به سمت پیش‌بینی آینده ونزوئلاست؛ اینکه چه کسی قدرت را در دست خواهد گرفت، اقتصاد این کشور چه سرنوشتی پیدا می‌کند و آیا ونزوئلا به سمت بی‌ثباتی مزمن یا جنگ داخلی خواهد رفت یا خیر.

با این حال، تجربه‌های مشابه در تاریخ معاصر نشان می‌دهد که بدون فهم دقیق و چندلایه از علل و زمینه‌های شکل‌گیری بحران، هرگونه پیش‌بینی آینده نه‌تنها غیرقابل اتکاست، بلکه می‌تواند به ساده‌سازی تحولات پیچیده منجر شود. آنچه در ونزوئلا رخ داده، محصول یک عامل واحد نیست، بلکه برآیند هم‌زمان مجموعه‌ای از متغیرهای داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی است.

هدف این یادداشت، تحلیل بحران ونزوئلا با دسته‌بندی عوامل مؤثر در شکل‌گیری آن و پرهیز از نگاه تک‌علتی است. در این چارچوب، ابتدا به رفتار و اهداف ایالات متحده پرداخته می‌شود، سپس عوامل داخلی ونزوئلا ـ شامل دولت، ارتش و اپوزیسیون ـ مورد بررسی قرار می‌گیرد، آنگاه نقش متغیر اقتصادی و نفت، و در نهایت واکنش و مسئولیت نظام بین‌الملل تحلیل خواهد شد. مقاله با جمع‌بندی و نتیجه‌گیری به پایان می‌رسد.

ادامه نوشته

سفر نتانیاهو به آمریکا و صحنه‌آرایی جنگ شناختی

قدرت رسانه‌ای و سایه جنگ

مقدمه

سفر بنیامین نتانیاهو به ایالات متحده را بیش از آنکه باید نشانه‌ای از نزدیک شدن به جنگی تازه دانست، می‌توان بخشی از یک صحنه‌آرایی رسانه‌ای و جنگ شناختی تلقی کرد؛ جایی که تهدیدها بزرگ‌نمایی می‌شوند تا افکار عمومی در فضای اضطراب و انتظار قرار گیرد، حتی اگر واقعیت‌های میدانی الزاماً چنین مسیری را تأیید نکنند.

دیدار بنیامین نتانیاهو با دونالد ترامپ را باید در چارچوب فشار روانی و عملیات رسانه‌ای تحلیل کرد، نه به‌عنوان علامتی قطعی از تصمیم برای ورود به یک درگیری نظامی جدید. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که چنین سفرهایی، برخلاف فضای رسانه‌ای ایجادشده پیرامون آن‌ها، به‌ندرت به اقدام نظامی مستقیم علیه ایران منجر شده‌اند. کارکرد اصلی این تحرکات، شکل‌دهی به افکار عمومی و افزایش فشار روانی بر بازیگران داخلی و خارجی است.

ادامه نوشته

اقتصاد و سیاست خارجی؛ دو روی یک سکه در مسیر اصلاحات ملی

نوشته حسن بهشتی پور

در روزهایی که مجلس سرگرم بررسی لایحه بودجه است، شاید مهم‌ترین پرسشی که باید همزمان در ذهن سیاست‌گذاران و افکار عمومی باشد، نسبت میان اقتصاد داخلی و سیاست خارجی کشور است. تجربه تاریخی ایران و دیگر کشورها به‌روشنی نشان می‌دهد که این دو حوزه نه جدا از هم، بلکه عمیقاً درهم‌تنیده‌اند؛ اقتصاد بدون سیاست خارجی کارآمد ناتوان است و سیاست خارجی بدون پشتوانه اقتصادی، کم‌اثر و پرهزینه خواهد بود.

کشوری که از ثبات اقتصادی، رشد پایدار و چشم‌انداز روشن برخوردار است، در تعاملات خارجی نیز دست بالاتری دارد. قدرت چانه‌زنی، اعتبار بین‌المللی و امکان جذب سرمایه، همه به وضعیت اقتصاد داخلی گره خورده‌اند. در مقابل، کشوری که با تورم مزمن، بیکاری و بی‌ثباتی دست‌وپنجه نرم می‌کند، حتی اگر مواضع سیاسی درستی هم اتخاذ کند، در عمل با محدودیت‌های جدی مواجه خواهد شد.

البته این واقعیت نباید ما را به ساده‌سازی مسئله بکشاند. همه مشکلات اقتصادی ایران را نمی‌توان به سیاست خارجی یا تحریم‌ها تقلیل داد. تورم ساختاری، بیکاری جوانان، ضعف نظام بانکی و ناکارآمدی در جذب سرمایه‌گذاری، مسائلی نیستند که صرفاً محصول فشار خارجی باشند. این چالش‌ها دست‌کم از دهه ۱۳۵۰ تاکنون وجود داشته‌اند؛ چنان‌که حتی جمشید آموزگار، نخست‌وزیر وقت، در زمان ارائه برنامه‌های خود به مجلس در خرداد 1356 ، به همین گره‌های مزمن اقتصادی اشاره کرده بود. استمرار این مشکلات نشان می‌دهد که بخشی از بحران اقتصادی، ریشه در مدیریت و ساختارهای داخلی دارد.

ادامه نوشته

بررسی سند افشا شده ۲۰۰۱:

نمایش اعتماد از دست‌رفته و ریشه های تقابل روسیه و غرب

نویسنده: حسن بهشتی پور

اختصاصی برای سایت مرکز مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) ششم دی 1404

مقدمه:

انتشار سند محرمانه(1) نخستین دیدار ولادیمیر پوتین و جورج دبلیو بوش در ژوئن ۲۰۰۱، پنجره‌ای استثنایی به یک «لحظه تاریخی امکان‌ناپذیر» گشوده است. این سند نه تنها روایت رسمی دو طرف را به چالش می‌کشد، بلکه ریشه‌های عمیق بحران کنونی در روابط روسیه و غرب را آشکار می‌سازد. تحلیل گفت‌وگو بین پوتین که در ان زمان تنها یکسال از شروع ریاست جمهوری اش گذشته بود با جرج بوش پسر که در پنجمین ماه شروع کار در کاخ سفید بود، نشان می‌دهد که مسیر تقابل کنونی، سرنوشتی محتوم نبوده، بلکه حاصل یک شکست جمعی در درک متقابل، اعتمادسازی و ژئوپلیتیک است.

در این یادداشت تلاش کردم با واکاوی محورهای کلیدی گفت‌وگو تبادل شده بین پوتین و بوش در26 خرداد 1380 ( 16 جون 2001) یعنی تنها کمتر از سه ماه پیش از حادثه یازدهم سپتامبر، نشان دهم که چطور نادیده گرفتن درد تاریخی روسیه و انعطاف‌ناپذیری غرب، پوتینِ خواهان ادغام را به پوتینِ معمار نظم ضد هژمونیک کنونی تبدیل کرد. درک این تحول، برای هرگونه تحلیل راهبردی از موازنه قوا در اوراسیا و موقعیت کشورهایی مانند ایران، امری ضروری است. صد البته در این سند به صورت آشکار معامله گری روسیه بر سر ایران با آمریکا را می توان به صورت آشکار دید.

ادامه نوشته

همکاری با آژانس؛ از تقابل سیاسی تا مدیریت حقوقی بحران

نوشته جسن بهشتی پور

تحولات پس از جنگ تحمیلی دوازده‌روزه و حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران، پرونده هسته‌ای را وارد مرحله‌ای کم‌سابقه کرده است؛ مرحله‌ای که نه‌تنها مناسبات ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، بلکه اعتبار نظام عدم اشاعه را نیز با پرسش‌های جدی مواجه ساخته است. در چنین فضایی، ادامه همکاری ایران با آژانس، آن‌هم در قالب «ترتیبات جدید»، بیش از آن‌که یک امتیازدهی سیاسی تلقی شود، به یک ضرورت حقوقی و فنی برای مدیریت بحران تبدیل شده است.

واقعیت آن است که پادمان هسته‌ای و ترتیبات نظارتی آژانس، برای شرایط عادی طراحی شده‌اند؛ نه برای وضعیتی که تأسیسات تحت نظارت، هدف حمله نظامی قرار گرفته باشند. سکوت یا انفعال شورای حکام در محکوم نکردن این حملات، خلأ خطرناکی ایجاد کرده که اگر پر نشود، می‌تواند به یک رویه مخرب در حقوق بین‌الملل هسته‌ای بدل شود. در چنین شرایطی، اصرار برخی بازیگران غربی بر «بازرسی فوری» از مراکز بمباران‌شده، بیش از آن‌که ریشه در ملاحظات فنی داشته باشد، حامل پیام‌های سیاسی و فشار روانی است.

از منظر منافع ملی ایران، تداوم همکاری با آژانس – ولو در سطح حداقلی و مشروط – یک مزیت راهبردی دارد: هرچه کانال فنی و حقوقی فعال‌تر بماند، امکان سلب بهانه از اروپا و آمریکا افزایش می‌یابد. تجربه نشان داده است که می‌توان حتی در اوج اختلافات سیاسی، به مدالیته‌ها و توافقات فنی با آژانس دست یافت؛ همان‌گونه که در دوره‌های پیشین و بدون حل‌وفصل کامل اختلافات سیاسی با واشنگتن و بروکسل، چنین توافق‌هایی محقق شد.

در مقابل، تقلیل همه مشکلات به «حل سیاسی» و بی‌اعتبار دانستن کلی آژانس، راهبردی پرهزینه است. آژانس، با همه ضعف‌ها و رفتارهای سیاسی احتمالی مدیران یا برخی بازرسانش، تنها نهاد رسمی ناظر بر فعالیت‌های هسته‌ای در نظام بین‌الملل است. خروج عملی از این چارچوب، نه‌تنها فشارها را کاهش نمی‌دهد، بلکه دست مخالفان ایران را برای امنیتی‌سازی بیشتر پرونده باز می‌گذارد.

نکته مهم دیگر، بازنگری در برخی مفروضات داخلی است. تجربه اخیر نشان داد که انباشت ذخایر اورانیوم غنی‌شده، لزوماً بازدارندگی ایجاد نمی‌کند. بطوریکه افزایش قابل‌توجه این ذخایر، نه مانع حمله شد و نه هزینه آن را برای طرف مقابل غیرقابل‌تحمل کرد. بنابراین، اصرار بر این ابزار، بدون تعریف راهبردی روشن، می‌تواند به‌جای قدرت‌سازی، به عامل تشدید بحران تبدیل شود.

راه‌حل، حرکت هم‌زمان در دو مسیر است: نخست، پیگیری گفت‌وگوی مستمر، مستقل و جزئی‌محور با آژانس برای تعریف ترتیبات جدید نظارتی متناسب با شرایط پساجنگ؛ و دوم، استفاده هوشمندانه از این همکاری برای خنثی‌سازی فشارهای سیاسی و جلوگیری از شکل‌گیری اجماع‌های جدید علیه ایران. در این چارچوب، همکاری با آژانس نه عقب‌نشینی است و نه خوش‌بینی ساده‌انگارانه؛ بلکه ابزاری برای مدیریت بحران، حفظ منافع ملی و بازگرداندن پرونده هسته‌ای به ریل حقوقی و فنی خود است.

ضرورت تغییر رویکرد آمریکا در قبال ایران

نوشته حسن بهشتی پور

نشست اخیر شورای امنیت سازمان ملل درباره قطعنامه ۲۲۳۱ بار دیگر نشان داد که پرونده سازی هسته‌ای برای ایران نه تنها یک موضوع برای وارد آوردن فشار بر ایران ، بلکه به عرصه‌ای برای جدال سیاسی میان قدرت‌های جهانی تبدیل شده است. پایان دوره ده‌ساله این قطعنامه، اختلافات عمیق میان اعضای شورای امنیت را آشکار کرد؛ اختلافاتی که مانع از ارائه قطعنامه جدید علیه ایران شده و عملاً فضای حقوقی و سیاسی پیچیده‌ای را رقم زده است.

چالش در شورای امنیت و شورای حکام

اروپا و آمریکا با استناد به فعال شدن «اسنپ‌بک» مدعی‌اند که شش قطعنامه تحریمی گذشته علیه ایران بازگشته است. در مقابل، چین و روسیه این ادعا را رد کرده و آمریکا را مسئول اصلی وضعیت کنونی می‌دانند؛ چرا که خروج یک‌جانبه واشنگتن از برجام و اعمال تحریم‌های ثانویه، زمینه‌ساز بحران فعلی شد. این دو کشور بر این باورند که اروپا نیز در عمل به تعهدات برجامی خود کوتاهی کرده و بنابراین نمی‌تواند ایران را به نقض توافق متهم کند.

ادامه نوشته

روابط ایران و روسیه؛ میان ضرورت عمل‌گرایی و پرهیز از وابستگی

نوشته حسن بهشتی پور

اختصاصی سایت موسسه ایراس

سفر اخیر آقای عباس عراقچی به روسیه بار دیگر روابط تهران و مسکو را به کانون توجه رسانه‌ها و افکار عمومی کشاند؛ روابطی که همواره میان دو قطب «بدبینی تاریخی» و «عمل‌گرایی سیاسی» در نوسان بوده است. هر دیدار دیپلماتیک یا تحول سیاسی در این مسیر، به‌سرعت به دوگانه‌ای از موافقت‌ها و انتقادها دامن می‌زند: گروهی آن را ضرورتی اجتناب‌ناپذیر در شرایط تحریم و فشار غرب می‌دانند و گروهی دیگر نسبت به پیامدهای وابستگی بیش از حد به روسیه هشدار می‌دهند.

واقعیت این است که روابط ایران و روسیه نه با روس‌ستیزی افراطی قابل فهم است و نه با روسیه‌ستایی ساده‌انگارانه. تجربه تاریخی، چه در دوره قاجار و قراردادهایی مانند ترکمنچای و گلستان و قتل گریبایدوف سفیر روسیه تزاری ، و چه در دوره پس از انقلاب اسلامی، نشان می‌دهد که فهرست انتقادهای متقابل میان دو کشور کم نیست. هم روس‌ها نسبت به برخی سیاست‌ها و انتظارات ایران انتقاد دارند و هم در داخل ایران، نگاه‌های منفی متعددی نسبت به رفتارهای مسکو وجود دارد. با این حال، تمرکز صرف بر انتقادهای تاریخی یا سیاسی، کمکی به فهم شرایط کنونی و تصمیم‌گیری راهبردی نمی‌کند و بیشتر به فضاسازی رسانه‌ای می‌انجامد.

ادامه نوشته

شکاف در شورای امنیت؛ چرا غرب به بن‌بست قطعنامه علیه ایران رسیده است؟

نوشته حسن بهشتی پور

نشست اخیر شورای امنیت سازمان ملل درباره اجرای قطعنامه ۲۲۳۱ بار دیگر نشان داد که پرونده هسته‌ای ایران، برخلاف تصور برخی پایتخت‌های غربی، دیگر یک موضوع اجماعی در نظام بین‌الملل نیست. برگزاری این نشست به درخواست آمریکا و چند کشور اروپایی، آن هم پس از اعلام فعال‌سازی مکانیسم ماشه از سوی تروئیکای اروپایی، بیش از آنکه نشانه قدرت غرب باشد، بازتاب‌دهنده عمق اختلافات در شورای امنیت است.

واقعیت این است که غرب در شرایط کنونی قادر به پیشبرد یک قطعنامه جدید علیه ایران نیست. دلیل اصلی این ناتوانی، شکاف جدی و آشکار میان اعضای دائم شورای امنیت است. چین و روسیه صراحتاً فعال‌سازی مکانیسم ماشه از سوی اروپا را فاقد اعتبار حقوقی می‌دانند و تأکید دارند که با پایان رسمی اعتبار برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ در ۱۸ اکتبر، پرونده هسته‌ای ایران از دستور کار شورای امنیت خارج شده است. این موضع، نه یک اختلاف تاکتیکی، بلکه اختلافی بنیادین بر سر تفسیر حقوق بین‌الملل و جایگاه شورای امنیت است.

ادامه نوشته

تحلیل وابستگی به مسیر: چرا سیاست‌ها و رویکردها  تغییر نمی‌کنند؟

نویسننده : حسن بهشتی پور

این روزها انتظار عمومی برای ایجاد تغییرات لازم برای مقابله با بحران های گریبان گیر کشور در سطح افکارعمومی بیش از هر زمان دیگری مطرح می شود. یکی از پرسش‌های بنیادین در جامعه این است که چرا سیاست‌ها، نهادها و الگوهای تصمیم‌گیری، حتی در شرایط بحران فعلی ، ناکارآمدی یا تغییر محیط، اغلب ثابت می‌مانند و به‌سختی تغییر می‌کنند. برای پاسخ به این پرسش اساسی می توان از نظریه «وابستگی به مسیر» که توسط پل پیرسون، استاد علوم سیاسی دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، بسط داده شده ، استفاده کرد.

پل پیرسون با بازخوانی انتقادی مفاهیمی که پیش‌تر در اقتصاد تکاملی مطرح شده بودند—از جمله «قفل‌شدگی تاریخی» پاول دیوید و منطق «بازده‌های فزاینده» در آثار برایان آرتور—این مفاهیم را از حوزه اقتصاد فراتر برد و در قالب یک چارچوب نهادی–سیاسی بازسازی کرد. او در مقاله تأثیرگذار خود با عنوان «بازده‌های فزاینده، وابستگی به مسیر و مطالعه سیاست» (۲۰۰۰) نشان داد که بسیاری از تداوم‌های سیاسی نه حاصل عقلانیت بهینه کنونی، بلکه نتیجه پیامدهای انباشتی تصمیمات گذشته‌اند.

ادامه نوشته

همگرایی سه‌جانبه؛ راهبرد ایران برای حل بحران آژانس بین‌المللی انرژی اتمی

برای اجلاس آتی شورای حکام آژانس باید از هم اکنون برنامه ریزی کرد

نوشته : حسن بهشتی پور

در کشاکش سال‌ها چالش ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، تحولاتی در معادلات دیپلماتیک در حال وقوع است که می‌تواند نقشه راه جدیدی برای خروج از بن‌بست فعلی ترسیم کند. در مرکز این تحولات، تغییر موضع دو قدرت جهانیِ روسیه و چین و همسویی فزاینده آن‌ها با منافع جمهوری اسلامی ایران قرار دارد. این همگرایی، اگر به درستی مدیریت و تقویت شود، می‌تواند ترازوی قدرت در شورای حکام آژانس را تغییر داده و فضای لازم برای حل‌وفصل موضوعات باقی‌مانده از طریق گفت‌وگوهای چندجانبه را فراهم آورد.

اهمیت راهبردی رأی روسیه و چین در شورای حکام

شورای حکام آژانس با ترکیب ۳۵ کشور عضو، عرصه‌ای حیاتی برای تصمیم‌گیری‌های مهم است. در این میان، موضع روسیه و چین — دو قدرت هسته‌ای دارای کرسی‌های ثابت و نفوذ سیاسی بالا — از وزن کیفی ممتازی برخوردار است. این اهمیت تنها به دلیل حق وتوی احتمالی در مراجع دیگر بین‌المللی نیست، بلکه ناشی از توانایی این دو کشور در متقاعدسازی، ایجاد ائتلاف و مشروعیت‌زدایی از طرح‌های یکجانبه غرب است. پشتیبانی فعال دیپلماتیک آن‌ها، به ویژه از طریق نمایندگانی مانند «میخائیل اولیانوف» از روسیه، که با ظرافت موضوعات به نفع ایران را در دستور کار قرار می‌دهند، مانعی جدی در برابر صدور قطعنامه‌های تحریک‌آمیز و تشدیدکننده ایجاد می‌کند. بنابراین، رأی و نفوذ آن‌ها در واقع معادله فشار حداکثری غرب را پیچیده می‌کند.

ادامه نوشته

ورود ایران به مرحله جدیدی از مناسبات با بلاروس؛ فرصت‌ها و ملاحظات

نویسنده : حسن بهشتی پور

تحولات اخیر در روابط جمهوری اسلامی ایران و بلاروس نشان می‌دهد که مناسبات دو کشور از سطح تعاملات صرفاً سیاسی فراتر رفته و به سمت یک همکاری ساختارمند و چندلایه در حال حرکت است. امضای اسناد سه‌گانه سیاسی ـ حقوقی در جریان سفر وزیر امور خارجه ایران به مینسک، برگزاری منظم کمیسیون مشترک اقتصادی و تأکید مقامات عالی‌رتبه دو کشور بر گسترش همکاری‌ها، همگی نشانه‌هایی از ورود روابط تهران–مینسک به مرحله‌ای جدید است.

در سطح سیاسی، ایران و بلاروس اشتراکات معناداری دارند. هر دو کشور با فشارهای یک‌جانبه غرب و تحریم‌های اقتصادی مواجه‌اند و از این منظر، دفاع از چندجانبه‌گرایی، تقویت نقش حقوق بین‌الملل و مخالفت با اقدامات قهری یک‌جانبه به محور مشترک سیاست خارجی آن‌ها تبدیل شده است. دو اعلامیه امضا‌شده درباره مقابله با تحریم‌ها و تقویت حقوق بین‌الملل، بیش از آنکه اسنادی تشریفاتی باشند، بازتاب‌دهنده همگرایی گفتمانی و سیاسی دو طرف در برابر نظم مسلط غرب‌محور است.

ادامه نوشته

راهکارهای کاهش تبعات اتهام همکاری ایران با روسیه در جنگ اوکراین

حسن بهشتی پور

مقدمه

جنگ اوکراین به یکی از مهم‌ترین کانون‌های رقابت ژئوپلیتیک تبدیل شده و هر بازیگری که به‌نحوی در این منازعه دیده شود، در معرض پیامدهای سیاسی، حقوقی و تحریمی قرار می‌گیرد. ایران نیز طی دو سال گذشته با مجموعه‌ای از اتهامات درباره همکاری نظامی با روسیه مواجه بوده است؛ اتهاماتی که صرف‌نظر از صحت یا عدم صحت آن‌ها، می‌توانند هزینه‌های بلندمدت برای سیاست خارجی، اقتصاد، و امنیت ملی ایجاد کنند.

هدف این یادداشت، ارائه مجموعه‌ای از راهکارهای عملی، قابل اجرا و چندلایه برای کاهش تبعات این اتهامات، بدون آسیب‌زدن به همکاری‌های ضروری ایران با روسیه است. این راهکارها در چهار محور اصلی تنظیم شده‌اند: بازطراحی روایت رسمی، تنظیم حقوقی همکاری‌ها، دیپلماسی فعال، و مدیریت هوشمند رابطه با روسیه.

ادامه نوشته

تهران و باکو؛ ضرورت باز تعریف یک رابطه همسایگی

نویسنده : حسن بهشتی پور

اختصاصی برای ایراس

روابط ایران و جمهوری آذربایجان در سال‌های اخیر دستخوش تنش‌ها و برداشت‌های متعارضی بوده است؛ تنش‌هایی که اگرچه گهگاه رنگ امنیتی به خود گرفته‌اند، اما اکنون نشانه‌های روشنی از اراده دو طرف برای بازتعریف مناسبات دیده می‌شود. سفر اخیر وزیر خارجه ایران به باکو نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است؛ سفری که اهداف آن تنها به بهبود روابط دوجانبه محدود نمی‌شود، بلکه با تحولات ژئوپلیتیک قفقاز، آینده گذرگاه‌های ارتباطی و جایگاه ایران در کریدورهای منطقه‌ای گره خورده است.

گذرگاه ترامپ و الزامات ژئوپلیتیک جدید

پس از بسته شدن پرونده «کریدور زنگزور» و جایگزینی آن با مسیری که اکنون «گذرگاه ترامپ» نامیده می‌شود، معادلات قفقاز وارد مرحله جدیدی شده است. این طرح – بر اساس روایت موجود – قرار نیست حاکمیت ارمنستان را نقض کند و مرز ایران و ارمنستان نیز دست‌نخورده باقی می‌ماند. از این منظر، تهران مسیر جدید را تهدید ژئوپلیتیک نمی‌داند؛ البته به شرط آنکه فاصله آن با مرز ایران حفظ شود و تغییری در دسترسی ارمنستان به مرزهای جنوبی ایجاد نکند.

با تثبیت این رویکرد، امکان ایفای نقش ایران در مدیریت یا اتصال به این گذرگاه نیز مطرح است؛ موضوعی که می‌تواند بر معادلات ترانزیتی، به‌ویژه در محورهای ارتباطی ایران–قفقاز–روسیه تأثیرگذار باشد.

ادامه نوشته

همکاری احتمالی ایران و ژاپن در حوزه ایمنی هسته‌ای

نوشته حسن بهشتی پور

تحلیل زمینه‌های مطرح شدن همکاری ایران و ژاپن در زمینه ایمنی هسته ای

پیام‌های پنهان و آشکار در بحث همکاری ایران و ژاپن در ایمنی هسته‌ای

مطرح شدن احتمال همکاری ایران و ژاپن در حوزه ایمنی هسته‌ای در اخبار این روزها ، در نگاه نخست شاید یک موضوع صرفاً فنی به نظر برسد، اما محتوای این اخبارنشان می‌دهد این همکاری ابعادی ژئوپلیتیکی، امنیتی و نمادین دارد که فراتر از همکاری تکنیکی میان دو کشور است. آنچه در این همکاری برجسته است، تلاقی سه سطح تحلیل است: ایمنی هسته‌ای، روابط قدرت، و مدیریت بحران‌های ناشی از حملات اخیر آمریکا به تاسیسات هسته‌ای ایران.

ادامه نوشته

بازخوانی جایگاه ایران در سند امنیت ملی 2025 آمریکا

از توهم تضعیف تا واقعیت راهبردی

سند امنیت ملی ایالات متحده در سال 2025، که با ادبیاتی آشکارا تبلیغاتی و تحت تأثیر گفتمان دولت دونالد ترامپ منتشر شده، تلاشی هدفمند برای ارائه روایتی جدید و کاستن عمدی از وزن راهبردی جمهوری اسلامی ایران در معادلات امنیتی واشنگتن است. این سند، که برخلاف اسناد دو دهه گذشته (با محوریت‌هایی مانند "محور شرارت" یا "تهدید بی‌ثبات‌کننده کلیدی") تنها به اشاراتی گذرا و محدود به ایران اکتفا کرده، در پس ظاهر فنی خود، رویکردی ایدئولوژیک و انتخاباتی را دنبال می‌کند.

محورهای کلیدی این تغییر روایت را می‌توان در چند بند زیر خلاصه کرد:

1. اولویت‌دهی به رقبا و واگذاری بار منطقه:

هسته مرکزی سند جدید، انتقال اولویت امنیتی آمریکا به رقبای بزرگ یعنی چین و روسیه، و تلاش برای کاهش هزینه‌های حضور مستقیم در خاورمیانه از طریق «واگذاری بار امنیت منطقه به متحدان» است. در این چارچوب، کاستن عمدی از جایگاه ایران، تلاشی برای نشان دادن عدم نیاز به درگیری مستقیم و پرهزینه واشنگتن و ایجاد این تصور است که می‌توان از طریق تقویت بلوک‌بندی منطقه‌ای متشکل از رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی، ایران را مهار کرد.

ادامه نوشته

تحلیل نتایج سفر وزیرامور خارجه ترکیه و معاون وزیر خارجه عربستان به تهران

نوشته حسن بهشتی پور

سفرهای همزمان دیپلماسی منطقه‌ای به تهران؛ نشانه‌ای از نگرانی مشترک، نه ائتلاف راهبردی

سفر همزمان وزیر امور خارجه ترکیه و معاون وزیر خارجه عربستان‌سعودی به تهران را نمی‌توان صرفاً در چارچوب مناسبات دوجانبه ایران با این دو کشور تحلیل کرد. این رفت‌وآمدها بیش از هر چیز بازتابی از تحرکات تازه در معادلات منطقه‌ای، نگرانی فزاینده نسبت به رفتارهای توسعه‌طلبانه اسرائیل و تلاش بازیگران منطقه برای بازیابی نقش خود در معادلات خاورمیانه است. با این حال، تصور شکل‌گیری یک همکاری راهبردی سه‌جانبه میان ایران، عربستان و ترکیه، بیش از آنکه یک واقعیت عینی باشد، یک تصویر تبلیغاتی است.

یکی از مهم‌ترین ابعاد این تحرکات دیپلماتیک، پیوند آن با تحولات سوریه و لبنان است. در سوریه، پس از تضعیف شدید ساختار دفاعی این کشور، اسرائیل بدون هیچ مانع مؤثری زیرساخت‌های نظامی را هدف قرار داد و حتی تا نزدیکی دمشق پیش رفت. این تجربه نشان داد که فروپاشی یا تضعیف یک قدرت مرکزی الزاماً به کاهش تهدید منجر نمی‌شود، بلکه می‌تواند زمینه‌ساز گسترش ناامنی و زیاده‌خواهی بازیگران مداخله‌گر شود. همین الگو اکنون درباره لبنان نیز مطرح است؛ جایی که فشار برای خلع سلاح حزب‌الله، عملاً می‌تواند موازنه بازدارنده در برابر اسرائیل را از بین ببرد.

ادامه نوشته

ریشه‌یابی بن‌بست در مذاکرات ایران و آمریکا

فعال شدن تولید ملی راه خروج از بن بست مذاکراتی

نوشته حسن بهشتی پور

مقدمه

روابط ایران و آمریکا دهه‌هاست در بن‌بستی ساختاری گرفتار مانده است؛ بن‌بستی که با تغییر دولتها، جهت‌گیریهای سیاسی یا گمانه‌زنی‌های رسانه‌ای، تغییر محسوسی را تجربه نکرده است. تا زمانی که هر یک از دو طرف تنها به بیان مواضع خود بسنده کنند، حتی سی سال مذاکره نیز به نتیجه‌ای نخواهد انجامید. مشکل اصلی از یک سو به تمایلات استکباری ایالات متحده و از سوی دیگر به مقاومت ایران در برابر نظام سلطه بین‌المللی بازمی‌گردد. این تضاد بنیادین، چارچوب تحلیلی حاضر را شکل می‌دهد. به همین دلیل، علیرغم بحث‌ها و گاه امیدواری‌های سیاسی، زمینه‌ای واقعی برای گفت‌وگوی سازنده بین طرفین فراهم نشده است.

اختلافات بنیادین و شروط غیرقابل پذیرش

در ساده‌ترین بیان، هر یک از طرفین شروطی را مطرح می‌کنند که از دید طرف دیگر نه تنها غیرقابل قبول، بلکه مغایر با منافع ملی آن محسوب می‌شود.

خواسته‌های آمریکا عمدتاً حول سه محور می‌چرخد:

توقف کامل غنی‌سازی و اعمال محدودیت‌های گسترده بر برنامه هسته‌ای ایران، محدودیت برنامه موشکی و فاصله‌گیری ایران از محور مقاومت

در مقابل، مطالبات ایران نیز شفاف و صریح بیان شده است: توقف حمایت آمریکا از اسرائیل،کاهش یا توقف حضور نظامی آمریکا در منطقه، لغو کامل تحریم‌ها

ادامه نوشته

بازدارندگی هسته‌ای و محدودیت‌های راهبردی آن برای ایران

نوشته حسن بهشتی پور

مقدمه

در سال‌های اخیر، بحث «بازدارندگی» و نسبت آن با امنیت ایران بارها مطرح شده و برخی، دستیابی به سلاح هسته‌ای را تنها راه تحقق آن می‌دانند. با این حال، بررسی ادبیات روابط بین‌الملل و تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد این برداشتی ساده‌انگارانه است که می‌تواند پیامدهای خطرناکی برای امنیت ملی داشته باشد.

۱. ماهیت و محدودیت‌های بازدارندگی هسته‌ای

بازدارندگی هسته‌ای کلاسیک، مبتنی بر تهدید به «نابودی متقابل قطعی» و عمدتاً در روابط قدرت‌های بزرگی معنا دارد که از توان ضربه دوم و سامانه‌های فرماندهی و کنترل پایدار برخوردارند. با این حال، این مفهوم نمی‌تواند مانع همه انواع تهدیدها شود. نمونه بارز آن، روابط هند و پاکستان است که با وجود دارا بودن زرادخانه هسته‌ای از دهه ۱۹۹۰، شاهد چندین درگیری محدود و تنش مرزی بوده‌اند. این تجربه ثابت می‌کند که بازدارندگی هسته‌ای عمدتاً از جنگ تمام‌عیار جلوگیری می‌کند، نه از منازعات متعارف یا فشارهای سیاسی و اقتصادی. بنابراین، حتی دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، تضمین‌کننده امنیت کامل نبوده و نمی‌تواند مانع اقدامات متعارف یا فشاری مانند حملات محدود احتمالی شود.

ادامه نوشته

تروئیکای اروپا در پرونده هسته‌ای ایران: مؤثر اما تعیین‌کننده نه!

نویسنده : حسن بهشتی پور

پس از حملات اخیر به سه سایت تحت نظارت آژانس، پرسش اصلی این است که آیا امکان ادامه همکاری‌های فنی وجود دارد؟ پاسخ روشن است ایران برای رسیدن به یک مدل همکاری جدید با آژانس نه به میانجی نیاز دارد و نه جایگزینی برای گفت‌وگوی مستقیم. تجربه موفق «مدالیته» در دوران لاریجانی و صالحی نشان داده که تهران، در صورت اتخاذ تصمیم سیاسی روشن، قادر است دستورکاری تازه و عملیاتی برای همکاری با آژانس تعریف کند.

حملات آمریکا و اسرائیل به برخی مراکز هسته‌ای و محدودیت‌های ناشی از فضای امنیتی، بخش‌هایی از سازوکارهای NPT را از کارایی تهی کرده و نیاز به یک «الگوی جدید نظارت و بازرسی» را برجسته ساخته است؛ الگویی که هم بتواند امنیت داخلی ایران را حفظ کند و هم امکان انجام وظایف نظارتی آژانس را فراهم آورد. بنابراین، چالش موجود ماهیتاً فنی ـ سیاسی است و با ابتکار عمل قابل مدیریت خواهد بود.

ادامه نوشته

طرح صلح ترامپ؛ سرآغاز نظمی جدید در اروپا؟

نوشته حسن بهشتی پور

اختصاصی برای موسسه ایراس https://www.iras.ir/?p=13499

مقدمه:

طرح ۲۸ ماده‌ای دونالد ترامپ برای پایان‌دادن به جنگ روسیه و اوکراین، اگرچه هنوز نهایی نشده است، اما در همین مرحله اولیه نشان می‌دهد که با واقعیتی متفاوت از آنچه در دهه گذشته در اروپا شکل گرفته مواجهیم. این طرح که مهم‌ترین بند آن واگذاری یا تثبیت حدود ۲۰ درصد از خاک اوکراین در اختیار روسیه است، نوعی بازنگری اجباری در نظم امنیتی اروپا را رقم می‌زند؛ نظمی که پس از جنگ سرد در سایه گسترش ناتو و نزدیک‌شدن اوکراین به غرب، به تدریج به چالش کشیده شد و اکنون با این توافق احتمالی ممکن است به شکل ریشه‌ای دگرگون شود.

۱. طرح ترامپ؛ امتیازدهی به روسیه یا پایان یک بن‌بست؟

براساس آنچه در رسانه های گروهی غرب مطرح می شود در مهم‌ترین بخش سند صلح، شبه‌جزیره کریمه و مناطق لوهانسک و دونتسک به عنوان قلمروهای روسی به رسمیت شناخته می‌شوند. در مقابل، نیروهای اوکراینی مجبور به عقب‌نشینی از مناطق تحت کنترل‌شان خواهند بود. این بندها تنها در یک صورت قابل پذیرش‌اند: اینکه اوکراین دریابد ادامه جنگ هزینه‌ای فراتر از توان اقتصادی و انسانی‌اش دارد و حمایت نظامی اروپا نیز محدودیت‌های جدی پیدا کرده است.

به همین دلیل است که همین نسخه اولیه سند، مخالفت صریح دولت کی‌یف را برنینگیخته و مقاماتی چون «اومروف» اعلام کرده‌اند که بخش مهمی از اولویت‌های اوکراین در آن لحاظ شده است. در واقع آمریکایی‌ها در تلاش‌اند توافقی خلق کنند که برای اوکراین تلخ اما قابل تحمل باشد و برای روسیه امتیازاتی جدی اما نه نامحدود فراهم کند.

ادامه نوشته

تلاش آمریکا برای تروریستی خواندن اخوان‌المسلمین و پیامدهای آن برای آینده حماس

نویسنده : حسن بهشتی پور

در هفته‌های اخیر هم‌زمان با انتشار گزارش‌هایی درباره احتمال «تغییر ماهیت حماس» از یک نیروی نظامی به «حزبی سیاسی»، تحرکات آمریکا در مسیر تروریستی اعلام کردن اخوان‌المسلمین بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است. آنچه این دو روند را به یکدیگر پیوند می‌دهد، نه صرفاً یک هم‌زمانی خبری، بلکه تحولی ساختاری در رقابت‌های راهبردی خاورمیانه است؛ تحولی که بازیگران اصلی آن عربستان سعودی، آمریکا و جریان‌های اخوانی به‌ویژه حماس هستند.

نخست باید تاکید کرد مطالبی که در رسانه‌هایی مانند «الشرق الاوسط» درباره آینده سیاسی حماس منتشر می‌شود، بیش از آنکه خبر باشد نوعی تحلیل جهت‌دار است؛ تحلیلی که معمولاً میان سطور آن اطلاعاتی قرار می‌گیرد که نویسنده نمی‌خواهد مسئولیت مستقیم بیانش را بپذیرد. این رسانه سال‌ها است با حمایت عربستان اداره می‌شود و به همین دلیل بازتاب‌دهنده دیدگاه‌های ریاض درباره پرونده‌های حساس منطقه‌ای است. از این منظر، طرح مسئله «عبور حماس از فاز نظامی به سیاسی» را باید بخشی از سنجش افکار عمومی و آزمودن واکنش گروه‌های فلسطینی دانست.

ادامه نوشته

تحلیل محتوایی قطعنامه جدید شورای حکام علیه ایران

اختصاصی روزنامه قدس شنبه اول آذر 1404 صفحه 2

قطعنامه جدیدی که کشورهای اروپایی (بریتانیا، آلمان، فرانسه) همراه با آمریکا در شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) علیه ایران به تصویب رساندند، از جنبه‌های حقوقی، راهبردی و سیاسی دارای اهمیت قابل توجهی است. این سند، با آرای ۱۹ موافق، ۳ مخالف (از جمله روسیه، چین و نیجر) و ۱۲ ممتنع، یک پیام روشن به تهران درباره نگرانی‌های غرب از وضعیت برنامه هسته‌ای ایران ارسال می‌کند.

نکات کلیدی محتوایی قطعنامه

یکی از محورهای اصلی پیش‌نویس قطعنامه، ارجاع صریح به قطعنامه‌های قبلی شورای امنیت سازمان ملل – از جمله قطعنامه‌های ۱۶۹۶، ۱۷۳۷، ۱۷۴۷، ۱۸۰۳، ۱۸۳۵ و ۱۹۲۹ – و الزام مجدد ایران به اجرای مفاد آنها است. طبق این قطعنامه‌های قدیمی، از ایران خواسته شده بود فعالیت غنی‌سازی اورانیوم و پروژه‌های تحقیقاتی در حوزه آب سنگین را متوقف کند. این تأکید نشان می‌دهد که اروپایی‌ها معتقدند پرونده پادمانی ایران «عادی» نشده و باید در چارچوب همان فشارهای امنیتی پیشین ادامه یابد.

گزارش‌دهی بیشتر به شورای امنیت

قطعنامه جدید مدیرکل آژانس را ملزم می‌کند که نه تنها به صورت سه‌ماهه به شورای حکام گزارش دهد، بلکه گزارش‌های خود را به شورای امنیت سازمان ملل نیز ارسال کند. این گام حقوقی به معنای تلاش برای احیای نقش شورای امنیت در نظارت بر برنامه هسته‌ای ایران است و نشان می‌دهد که تروئیکای اروپایی و واشنگتن می‌خواهند « ازعادی شدن پرونده هسته ای ایران در آژانس ممانعت کنند. آنها به دنبال تضمین حقوقی هستند که امکان باز شدن مسیر تحریم یا فشارهای بعدی را فراهم کند.

ادامه نوشته

دیدار بن‌سلمان و ترامپ و طرح میانجی‌گری عربستان میان ایران و آمریکا

نوشته : حسن بهشتی پور

خبرهای منتشرشده از دیدار اخیر محمد بن‌سلمان و دونالد ترامپ نشان می‌دهد که ریاض به‌طور فعال در پی ایفای نقش میانجی میان ایران و ایالات متحده است. این تحرک را باید بخشی از یک «استراتژی دوگانه» بزرگ‌تر از سوی عربستان دانست که هدف آن دستیابی به امنیت پایدار بدون تشدید تنش‌های منطقه‌ای است. در تحلیل پیش رو ، این رویکرد از منظر انگیزه‌ها، ابزارها و محدودیت‌های آن بررسی می‌شود.

۱) زمینه‌ها و انگیزه‌های عربستان برای ورود به نقش میانجی

اظهارات ترامپ در جریان دیدار با بن سلمان در کاخ سفید مبنی بر اینکه «روند گفت‌وگو با ایران آغاز شده» و نیز اعلام آمادگی صریح محمد بن‌سلمان برای «کمک به دستیابی به توافق بین دو طرف » نشان می‌دهد که یک مسیر ارتباطی جدید در حال شکل‌گیری است. این سطح از شفافیت در مورد میانجی‌گری، به‌ویژه از سوی عربستان، کم‌سابقه است.

ریاض این نقش را نه به عنوان یک اقدام نمادین، بلکه در قالب یک محاسبه امنیتی دقیق دنبال می‌کند. از نگاه عربستان به نظر می رسد از یک سو نیازمند تضمین‌های امنیتی قوی از واشنگتن برای بازدارندگی در برابر ایران و اسرائیل است؛ و از سوی دیگر تلاش می‌کند از تبدیل شدن خاک خود به میدان درگیری احتمالی ایران و آمریکا/اسرائیل جلوگیری کند.

به بیان دیگر، عربستان به دنبال چترامنیتی کافی برای بازدارندگی، اما نه آن‌قدر افراطی که موجب تحریک مستقیم تهران شود.

ادامه نوشته

تحلیل سیاستی: چارچوبی برای بازنگری در مذاکره با غرب

حسن بهشتی پور

طرح مساله: بعد از صدور قطعنامه جدید در روز پنج شنبه 29 آبان علیه ایران، برگ تازه ای بر پرونده سازی هسته ای ایران افزوده شد و این مساله مهم ضرورت بازنگری بر سیاست هسته‌ای ایران را بیش از پیش نمایان ساخت . در این میان تروئیکای اروپایی در همان روز برای انجام مذاکرات جدید با ایران بر سر برنامه هسته ای ، اعلام آمادگی کرده است. سئوال اصلی این است که پاسخ ایران به این درخواست چه باید باشد؟

هدف: ارائه یک چارچوب تحلیلی برای ارزیابی عینی و مبتنی بر منافع ملی، جهت تصمیم‌گیری در مورد امکان و شرایط مذاکره با اروپا و سپس با ایالات متحده آمریکا.

پیش‌فرض کلیدی: تصمیم برای مذاکره یا عدم مذاکره باید یک انتخاب استراتژیک آگاهانه باشد، نه یک واکنش احساسی یا تسلیم در برابر فشار. این تحلیل بر پایه این اصل استوار است که در روابط بین‌الملل، «تعامل» یک ضرورت راهبردی است، اما «اعتماد» یک دستاورد است که تنها از طریق توافق‌های اجرایی قوی حاصل می‌شود که ضمانت اجرای آن در درون توافق بدون کلی گویی به صورت شفاف و دقیق روشن باشد.

ادامه نوشته

حضور ایران در نشست شانگهای و هم‌زمان اعلام آمادگی برای مذاکره

نشست نخست‌وزیران کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای در مسکو، برای ایران فراتر از یک حضور تشریفاتی است؛ این اجلاس بستری عملی برای پیشبرد دیپلماسی چندجانبه تهران فراهم می‌کند. پرسش اصلی این یادداشت آن است که: حضور ایران در شانگهای چگونه می‌تواند جایگاه کشور را در برابر فشارهای غرب و در مسیر احتمالی مذاکره با آمریکا تقویت کند؟

۱. اهمیت حضور ایران: از خنثی‌سازی تحریم‌ها تا تقویت روابط راهبردی

این سفر در دو محور اصلی اهمیت می‌یابد:

الف) خنثی‌سازی تلاش‌های آمریکا برای بازگرداندن تحریم‌ها

ایران معتقد است دوره قطعنامه‌های پیشین به پایان رسیده و هر اقدام جدید باید دوباره مطرح و رأی‌گیری شود. در چنین شرایطی، حمایت روسیه و چین و استفاده آن‌ها از حق وتو می‌تواند عملاً مانع هرگونه بازگشت تحریم‌های گذشته یا تصویب قطعنامه‌های تازه شود.

ادامه نوشته

ایران، شورای حکام و دوراهی همکاری یا تقابل

نوشته حسن بهشتی پور

چرا رسیدن به نقطه صفر همکاری برای هر دو طرف زیان‌بار است؟

نشست شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و اقدام سه کشور اروپایی در تهیه پیش‌نویس قطعنامه‌ای علیه ایران، بار دیگر پرونده سازی هسته‌ای را در مرکز تنش‌های سیاسی قرار داده است. این قطعنامه که قرار است در نشست ۲۸ تا ۳۰ آبان ماه شورای حکام به رأی گذاشته شود، دارای مفادی است که بازگشت به دوران پیشابرجام را تداعی می‌کند؛ از جمله درخواست برای تعلیق غنی‌سازی، تحقیق و توسعه، بازفرآوری و اجرای کامل و بدون تأخیر پروتکل الحاقی. این در حالی است که از نگاه ایران، پروتکل الحاقی زمانی قابل اجراست که طرف‌های مقابل نیز به تعهدات خود پایبند باشند و امنیت تأسیسات ایران تضمین شود.

سطح جدیدی از فشارها که از سوی تروییکای اروپایی و با هماهنگی آمریکا دنبال می‌شود، نشان می‌دهد که غرب قصد دارد مسیر تعامل فنی و اعتمادساز میان ایران و آژانس را بار دیگر به حوزه تقابل سیاسی بکشاند. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که بازگشت پرونده ایران از چارچوب برجامی به وضعیت پادمانی چه پیامدهایی دارد و چرا رسیدن به «همکاری صفر» برای هر دو طرف زیان‌بار خواهد بود؟

ادامه نوشته

در حاشیه اظهارات آقای محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی

نوشته: حسن بهشتی‌پور

روز یکشنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۴، کنفرانس بین‌المللی «حقوق بین‌الملل تحت تهاجم، تجاوز و دفاع» در تهران برگزار شد. محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، در بخشی از سخنرانی خود در این نشست، با اشاره به موضوع حمله اسرائیل به ایران، گفت: «اولین جایی که اسرائیل بمباران کرد، کارخانه‌ای بود که سوخت صفحه‌ای برای رآکتور تهران – که یک رآکتور رادیودارو است – تولید می‌کرد. اطلاعات این مکان فقط در اختیار آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بوده است».

در تحلیل پیش رو، کوشیده‌ام این موضوع را از جنبه حقوق بین‌الملل نقد و بررسی کنم:

۱. موضوع محرمانه بودن اطلاعات در موافقت‌نامه‌های پادمان

محرمانگی دقیق اطلاعات حساس مربوط به تأسیسات هسته‌ای کشورها در مواد ۵، ۶ و ۷ موافقت‌نامه پادمان (INFCIRC/153) تنظیم شده است. این مواد دقیقاً به همان نکته‌ای اشاره دارند که آقای اسلامی به آن استناد کرده‌اند. در این مواد آمده است:

  • آژانس موظف است هرگونه اطلاعات مربوط به تأسیسات هسته‌ای، موقعیت، طراحی، مواد و فعالیت‌ها را محرمانه نگاه دارد.
  • آژانس بدون رضایت دولت عضو، اجازه ندارد هیچ‌یک از این اطلاعات را به هیچ کشوری منتقل کند.
  • در صورت افشای اطلاعات، مسئولیت متوجه آژانس است.

بنابراین، از نظر حقوق بین‌الملل، آژانس مکلف است همه اطلاعات مربوط به تأسیسات هسته‌ای اعضا را محرمانه نگه دارد. این یک اصل بنیادین در رژیم پادمان است. (۱)

ادامه نوشته

احمد الشرع و آزمون دشوار واشنگتن

نویسنده: حسن بهشتی پور

سفر رسمی احمد الشرع، رئیس‌جمهور سوریه، به آمریکا را باید یکی از شگفتی‌های دیپلماسی خاورمیانه دانست. کشوری که طی دهه‌های اخیر صحنه درگیری‌های خونین، بحران انسانی و رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی بوده، اکنون در شرایطی قرار گرفته است که رئیس دولت خودخوانده‌اش در کاخ سفید با رئیس‌جمهور ایالات متحده دیدار می‌کند. این دیدار – که نخستین دیدار رسمی یک رئیس‌جمهور سوری با رهبران آمریکا از زمان استقلال این کشور در سال ۱۹۴۶ است – می‌تواند سرآغاز مرحله‌ای تازه در طراحی نظم سیاسی جدید خاورمیانه باشد. ، این سفر در شرایطی انجام شد که سوریه پس از سقوط دولت بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴، فصل جدیدی از تحولات سیاسی را تجربه می‌کند.

احمد الشرع بیش از آنکه یک سیاستمدار تمام‌عیار باشد، «مجری سیاست‌های حامیان خارجی» خود است. او نه از جذبه رهبری برخوردار است و نه از پشتوانه اجتماعی گسترده. پیشینه فعالیت شبه‌نظامی و حمایت‌های نظامی و سیاسی ترکیه و آمریکا، چهره او را به عنوان چهره‌ای وابسته و نه مستقل در عرصه سیاست منطقه‌ای تثبیت کرده است. در واقع بقای الشرع در قدرت تنها تا زمانی تضمین‌شده است که در چارچوب سیاست‌های واشنگتن و آنکارا حرکت کند.

ادامه نوشته

سایه‌ی بی‌اعتمادی بر دیپلماسی:

تحلیلی بر بن‌بست روابط ایران، آمریکا و آژانس

نوشته حسن بهشتی پور

اختصاصی برای روزنامه قدس

روابط پرتنش ایران با ایالات متحده، تروئیکای اروپایی وبلا تکلیفی در مورد چارچوب روابط با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در یکی از حساس‌ترین مقاطع خود قرار دارد. در این یادداشت هفدم ارائه تصویری روشن از پیچیدگی‌های این مناسبات است؛ تصویری که نشان می‌دهد «مذاکره» به‌رغم بار مثبت دیپلماتیک خود، در میدان واقعیت سیاسی به عرصه‌ای از رقابت قدرت و مشروعیت بدل شده است.

۱. مذاکره مستقیم یا غیر مستقیم ؟

تعارض موجود در روند گفت‌وگوهای ایران و آمریکا بسیار قابل توجه است از یک سو هر دو طرف از ضرورت مذاکره سخن می‌گویند تا چهره‌ای معقول و گفت‌وگو‌محور در عرصه بین‌المللی ارائه کنند، و از سوی دیگر، هیچ‌یک حاضر نیستند از مواضع حداکثری خود کوتاه بیایند.

دولت ترامپ در ادامه مواضع غیرمنطقی خود از اساس، به جای مذاکره بر سر ماهیت اختلافات، صرفاً به گفت‌وگو درباره چگونگی اجرای تصمیمات از پیش تعیین‌شده تمایل دارد. در واقع، واشنگتن خواستار اجرای سه مطالبه مشخص از ایران است:

توقف کامل غنی‌سازی اورانیوم؛ محدودسازی توان موشکی ایران زیر ۵۰۰ کیلومتر؛ قطع حمایت ایران از گروه‌های مقاومت منطقه‌ای.

این رویکرد به معنای تحمیل «نتیجه از پیش تعیین‌شده» است، نه مذاکره واقعی. ایران نیز با آگاهی از چنین پیش‌شرط‌هایی، مذاکره مستقیم را فاقد معنا می‌داند. با این حال، از منظر سیاست خارجی، اعلام آمادگی برای مذاکره نوعی موضع‌گیری تدافعی-هوشمندانه تلقی می‌شود؛ زیرا طرفی که از مذاکره سر باز زند، در فضای افکار عمومی جهانی به‌عنوان عامل تشدید بحران شناخته می‌شود.

ادامه نوشته

چرا ایران بر مذاکرات غیرمستقیم تأکید دارد؟

نویسنده: حسن بهشتی پور

در ماه‌های اخیر، بحث مذاکرات مستقیم و غیرمستقیم بین ایران و آمریکا بارها در محافل سیاسی و رسانه‌ها مطرح شده است. سؤال کلیدی اینجاست: چرا ایران با وجود انتقادات داخلی و خارجی، بر روند مذاکرات غیرمستقیم تأکید دارد؟ پاسخ این پرسش را باید در چند بعد سیاسی، دیپلماتیک و راهبردی جستجو کرد.

مذاکره؛ ابزار دیپلماتیک یا تابوی سیاسی؟

مذاکره به‌عنوان یک ابزار دیپلماتیک، ذاتاً نه خوب است و نه بد. آنچه اهمیت دارد، اهداف، شرایط و نحوه به کارگیری این ابزار است. متأسفانه در فضای داخلی ایران، گاهی مذاکره به یک «تابو» تبدیل می‌شود، در حالی که در عرصه بین‌الملل، مذاکره نشان‌دهنده تعهد یک کشور به حل وفصل مسالمت‌آمیز اختلافات است. ایران با درک این واقعیت، از مذاکره به‌عنوان یک راهکار دیپلماتیک استفاده می‌کند، اما همواره بر این نکته تأکید دارد که مذاکره باید در شرایط عادلانه و بدون تحمیل پیش‌شرط‌ها صورت گیرد.

ادامه نوشته

برجام: سندی که برای حل مشکلات با غرب همچنان الهام‌بخش است

نویسنده: حسن بهشتی پور

در هیاهوی نقدهای تند و تیز این روزها به برجام، یک پرسش بنیادین کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد: اگر برجام نبود، اکنون در کجا ایستاده بودیم؟ این توافق که اینک به تاریخ پیوسته است، فارغ از سرنوشت نهایی‌اش، درس‌ها و دستاوردهایی به همراه داشت که نادیده گرفتن آن‌ها، محروم کردن کشور از نقشه‌راهی برای تعامل هوشمندانه با غرب در آینده است.

منتقدان با تمرکز انحصاری بر جنبه اقتصادی و عدم تحقق کامل وعده‌ها در مورد لغو تحریم ها ، دیگر ابعاد حیاتی این توافق را به حاشیه می‌برند. دستاورد اصلی برجام، به رسمیت شناخته شدن حق غنی‌سازی صلح‌آمیز ایران پس از سال‌ها تحت فشار قطعنامه‌های شورای امنیت برای توقف کامل آن بود. این توافق برای نخستین بار پایه‌ای حقوقی و بین‌المللی برای ادامه فعالیت‌های هسته‌ای ایران در چارچوب NPT ایجاد کرد و برای یک دهه، مانع از تشدید بحران و تبدیل آن به آتشی افروخته‌تر شد. اگر برجام نبود، طوفان تحریم‌ها و فشارهای بین‌المللی سال‌ها زودتر فرومی‌بارید و کشور را در وضعیتی به مراتب دشوارتر قرار می‌داد.

ادامه نوشته

آیا گروه‌های مقاومت در منطقه خلع سلاح می شوند؟

تحلیلی بر گمانه‌زنی‌های خلع سلاح نیروهای مقاومت پس از طرح صلح غزه

نوشته: حسن بهشتی‌پور

با شکل‌گیری طرح‌های اولیه صلح در غزه، برخی رسانه‌ها و مقامات غربی بار دیگر سناریوی خلع سلاح نیروهای مقاومت منطقه‌ای نظیر حزب‌الله لبنان، حشد الشعبی عراق و انصارالله یمن را مطرح کرده‌اند. این گمانه‌زنی‌ها، که گاه با اظهارات رسمی مقامات آمریکایی همراه می‌شود، در پیوند با تلاش‌های دیرینه برای بازتعریف نظم امنیتی منطقه صورت می‌گیرد. اما پرسش بنیادین آن است که آیا چنین طرح‌هایی از منظر سیاسی و میدانی قابلیت تحقق دارند؟ و نقش ایران در این میان چیست؟

ایران، ناظر یا مداخله‌گر؟

واقعیت آن است که ایران، علی‌رغم روابط راهبردی با برخی گروه‌های مقاومت، هیچ‌گاه مسئولیت مستقیم تصمیم‌گیری‌های آنان را بر عهده نداشته و نخواهد داشت. ایران نه تنها قصد ندارد از گروه‌هایی چون حماس یا حزب‌الله درخواست خلع سلاح کند، بلکه اساساً چنین مطالبه‌ای را غیرواقع‌گرایانه و غیرقابل تحقق می‌داند. تجربه تاریخی نشان داده است که حتی در صورت خلع سلاح این گروه‌ها، رژیم صهیونیستی از سیاست توسعه‌طلبانه خود عقب‌نشینی نخواهد کرد. حملات مکرر اسرائیل به خاک سوریه پس از تضعیف ارتش این کشور، گواهی روشن بر این واقعیت است.

ادامه نوشته

توافق چین و آمریکا؛ آغاز مدیریت رقابت، نه پایان آن

نویسنده: حسن بهشتی‌پور – کارشناس مسائل بین‌الملل

توافق مقدماتی میان ایالات متحده و چین در حاشیه اجلاس شرق آسیا در مالزی، هرچند از منظر اقتصادی و تجاری گامی مثبت تلقی می‌شود، اما به‌هیچ‌وجه به معنای پایان رقابت همه‌جانبه میان دو قدرت بزرگ قرن بیست‌ویکم نیست. در روابط کنونی واشنگتن و پکن، اگرچه نشانه‌ای از بحران یا درگیری مستقیم دیده نمی‌شود، اما رقابتی عمیق در عرصه‌های اقتصادی، سیاسی، فناورانه و حتی نظامی جریان دارد که ماهیت بلندمدت و ساختاری دارد.

در واقع، تا زمانی که مسائلی مانند تایوان یا شبه‌جزیره کره به نقطه بحرانی نرسیده باشند، نمی‌توان از «تنش» در روابط سخن گفت؛ بلکه آنچه اکنون وجود دارد، رقابتی کنترل‌شده است که هر دو طرف می‌کوشند آن را در چارچوب منافع ملی خود مدیریت کنند. چین با هدف تبدیل شدن به قدرت اول اقتصادی جهان تا سال ۲۰۳۰، در مسیر توسعه سریع و گسترش نفوذ جهانی گام برمی‌دارد، و در مقابل، آمریکا نیز با بهره‌گیری از ابزارهای سیاسی، اقتصادی و فناوری در تلاش است موقعیت برتر خود را حفظ کند. از این‌رو، توافق اخیر درباره تعرفه‌ها، بیش از آنکه نشانه آشتی باشد، نوعی مدیریت رقابت محسوب می‌شود.

با این حال، چشم‌انداز تحولات آینده تا حد زیادی به دیدار احتمالی روسای جمهور دو کشور در کره‌جنوبی بستگی دارد. بعید است این دیدار به توافقی بزرگ و نهایی منجر شود، اما حتی یک توافق محدود نیز می‌تواند بازارهای جهانی را آرام‌تر کند و کشورهایی را که در عرصه تجارت بین‌المللی فعال‌اند، به استقبال وادارد. در مقابل، کشورهایی مانند روسیه، ایران، ونزوئلا و کره‌شمالی که از هماهنگی میان دو ابرقدرت زیان می‌بینند، طبعا از چنین نزدیکی‌ای استقبال نخواهند کرد.

ادامه نوشته

جنگ اوکراین، آزمونی برای نظم نوین جهانی

نویسنده: حسن بهشتی‌پور

در آستانه چهارمین سال جنگ روسیه در اوکراین، جهان همچنان درگیر یکی از پیچیده‌ترین بحران‌های ژئوپلیتیکی عصر حاضر است. این جنگ نه‌تنها سرنوشت مردم اوکراین را تحت‌تأثیر قرار داده، بلکه به نقطه عطفی در شکل‌گیری نظم جدید جهانی بدل شده است. بازیگران متعددی در این میدان حضور دارند و هر یک با اهداف و منافع خاص خود، به پیچیدگی این بحران دامن زده‌اند.

ترامپ، چین و بن‌بست دیپلماتیک

لغو دیدار پوتین و ترامپ در بوداپست، نشانه‌ای روشن از عمق اختلافات میان واشنگتن و مسکو است. تلاش‌های ترامپ برای حل بحران اوکراین، علی‌رغم وعده‌های انتخاباتی‌اش، تاکنون به نتیجه‌ای نرسیده است. نه روسیه حاضر به عقب‌نشینی از مناطق اشغالی دونتسک و لوهانسک است، و نه اوکراین حاضر به پذیرش تجزیه خاک خود. حتی میانجی‌گری چین، که قرار است در دیدار پنج‌شنبه آینده با ترامپ در کره‌جنوبی مطرح شود، بعید است بتواند گره‌ای از این بحران باز کند.

ادامه نوشته

واقع‌گرایی در دیپلماسی و پیوند منافع میان ایران، چین و روسیه

نویسنده : حسن بهشتی پور

روز دوم آبان در چارچوب ابتکارات دیپلماتیک وزارت امور خارجه، سفیران و نمایندگان دائم سه کشورایران ، روسیه و چین در آژانس، نامه مشترکی را به گروسی مدیرکل آژانس ارسال کردند. در این نامه، ضمن غیرقانونی خواندن اقدام سه کشور اروپایی در فعال نمودن اسنپ‌بک، اعلام شده است که تمام مفاد قطعنامه ٢٢٣١ در ١٨ اکتبر خاتمه یافته اند. براین اساس این سه کشور اعلام کردند پایان گزارش دهی مدیرکل آژانس پیرامون راستی آزمایی و نظارت در پرتو قطعنامه ٢٢٣١ و اجرای برجام فر رسیده است.

تحولات اخیر پیرامون بازگشت تحریم‌ها علیه ایران و پایان رسمی قطعنامه ۲۲۳۱، صحنه‌ای تازه از شکاف در نظام بین‌الملل را آشکار کرده است. در حالی که ایالات متحده و متحدان اروپایی آن، بار دیگر مسیر فشار و تحریم را در پیش گرفته‌اند، چین و روسیه موضعی کاملاً متفاوت اتخاذ کرده و بازگشت تحریم‌ها را اقدامی غیرقانونی و مغایر با تعهدات بین‌المللی دانسته‌اند. این تفاوت مواضع تنها بازتاب یک اتفاق دیپلماتیک نیست، بلکه نشانه‌ای از جابه‌جایی‌های عمیق‌تر در توازن منافع و قدرت در نظام جهانی است.

ادامه نوشته

استراتژی صلح از طریق قدرت ترامپ و پاسخ ایران

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در یک اقدام دیپلماتیک قابل توجه پس از ورود به تل آویو و پیش از مراسم توافق صلح غزه در مصر، قصد خود را برای دنبال کردن «صلح با ایران» اعلام کرد. او گفت «دستور کار بعدی‌اش صلح با ایران است» و افزود که «آماده است دلایل ایران برای پیگیری برنامه هسته‌ای‌اش را بشنود». با این حال، او در پارلمان اسرائیل بازهم از حمله نظامی ایالات متحده به تأسیسات هسته‌ای ایران به «نابودی کامل» یاد کرد. کنار هم قرار دادن تجاوز نظامی با پیشنهادهای صلح، در اظهارات او سوالات مهمی را در مورد ماهیت و هدف رویکرد واشنگتن مطرح می‌کند.

صلح از طریق قدرت در مقابل صلح از طریق همکاری

دیدگاه ترامپ در مورد صلح ریشه در دکترین «صلح از طریق قدرت» دارد، راهبردی که بر تسلط نظامی و اهرم زور تأکید دارد. این رویکرد در تضاد کامل با برداشت ایران از صلح است که اولویت را به همکاری، احترام متقابل و صلح از طریق همکاری منطقه ای و نتایج عادلانه برای همه ذینفعان می‌دهد. مدل آمریکایی، که متحدانی مانند بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، نیز با آن موافق هستند، به دنبال تحمیل ثبات از طریق اعمال زور است. اگرچه این امر ممکن است به آتش‌بس‌های موقت منجر شود، اما نمی‌تواند به علل اساسی درگیری بپردازد و نمی‌تواند صلح پایداری ایجاد کند.

وقتی صلح توسط یک طرف دیکته می‌شود و خواسته‌های مشروع طرف دیگر نادیده گرفته می‌شود، توافق حاصل ذاتاً شکننده است. بنابراین، پیشنهاد ترامپ منعکس کننده یک جهان‌بینی است که قدرت را با مشروعیت برابر می‌داند، نه به دنبال اجماع یا منافع متقابل.

در حالی که طرف ایرانی می کوشد از طریق ایجاد همکاری منطقه ای و بین المللی بین کشورهایی که در عمل ونه در حرف دنبال صلح واقعی و پایدار هستند، هم افزایی و تشریک مساعی به وجود آورد.

ادامه نوشته

دیدار لاریجانی و پوتین؛ آغاز مرحله‌ای تازه در روابط تهران و مسکو

سفر علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، به مسکو و دیدار او با ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، در ۲۴ مهرماه و انتقال پیام ویژه رهبر انقلاب اسلامی به کرملین، در میانه اوج تنش‌ها میان ایران و غرب، یکی از مهم‌ترین رویدادهای دیپلماتیک روابط دوجانبه تهران - مسکو بود. به شمار می‌رود. این سفر، صرفاً یک دیدار تشریفاتی یا تبادل پیام معمول نیست، بلکه می‌تواند نشانه‌ای برای تلاش دو کشور در رساتای اجرای پیمان 20 ساله بین دو کشور تلقی شود. در واقع حکایت از تغییر در سطح و ماهیت روابط تهران و مسکو و آغاز مرحله‌ای تازه در تعاملات راهبردی دو کشور دارد.

در شرایطی که تنها چند ماه از جنگ ۱۲روزه تحمیلی اسرائیل علیه ایران می‌گذرد و فضای بین‌المللی پیرامون برنامه هسته‌ای ایران بار دیگر متشنج شده است، سفر لاریجانی به مسکو معنا و پیامی فراتر از مناسبات دوجانبه دارد. در عرف دیپلماتیک، دبیر شورای عالی امنیت ملی معمولاً با همتای روس خود دیدار می‌کند، اما دیدار مستقیم با پوتین بیانگر آن است که محتوای پیام ارسالی از تهران از وزن سیاسی بالایی برخوردار بوده است.

ادامه نوشته

تحلیل غیبت ایران در اجلاس شرم‌الشیخ: دیپلماسی یا انفعال؟

نوشته حسن بهشتی پور

چرا ایران در بازی طراحی‌شده آمریکا شرکت نکرد؟

نسبت اجلاس شرم‌الشیخ و منافع ملی ایران از نگاه واقع‌گرای دفاعی چیست؟

آیا همیشه باید ازسیاست صندلی خالی اجتناب کرد؟

راهبرد ایران در قبال آینده غزه چیست؟

نشست شرم‌الشیخ آینده غزه را شکل می‌دهد، اما ایران یکی از طرف‌های آن نخواهد بود؛ زیرا این اجلاس صرفاً برای مشروعیت‌بخشی به طرحی برگزار شده که اساس آن نادیده‌گرفتن حقوق مردم فلسطین است. توجه داشته باشید که ایران به این نشست دعوت شده تا صرفاً نقش «مجلس‌گرم‌کن» را ایفا کند، نه آنکه در تصمیم‌گیری یا حتی تصمیم‌سازی مشارکت واقعی داشته باشد.

حماس، با وجود پذیرش شرایط آتش‌بس، اعلام کرد که در این اجلاس شرکت نمی‌کند؛ چراکه به‌خوبی می‌داند این نشست برای تأیید طرحی برگزار می‌شود که هدف آن خلع سلاح حماس و حذف نقش آن در آینده غزه است. این روند در راستای پیشبرد استراتژی آمریکا برای برقراری صلح از طریق قدرت است؛ راهبردی که در عمل، حاکمیت اسرائیل بر سرنوشت غزه را تثبیت می‌کند و مشخص نیست چه زمانی اسرائیل حاضر به خروج کامل از این منطقه شود. این روند حتی تشکیل دو دولت را نیز برای سال‌ها به تعویق خواهد انداخت.

ادامه نوشته

بالا گرفتن جنگ تجاری بین چین و آمریکا

نوشته حسن بهشتی پور

در پی تهدید چین توسط ترامپ مبنی بر افزایش تعرفه های گمرکی برکالاهای صادراتی چین ، به میزان صد درصد از اول نوامبر آینده ، شاخص S&P 500، شاخص نزدک و داو جونز به ترتیب ۱.۷ درصد، ۲.۵ درصد و بیش از 900 واحد کاهش یافت، زیرا سرمایه‌گذاران به تشدید تنش‌های تجاری و عدم قطعیت در مورد روابط ایالات متحده و چین واکنش نشان دادند. در همین حال، سهام مرتبط با فلزات کمیاب تا ۱۵ درصد افزایش یافت. ترامپ در Truth Social نوشت: «اتفاقات بسیار عجیبی در چین در حال رخ دادن است.»

آمریکا اعلام کرده این اقدام برای مقابله با تهدید چین در مورد ایجاد محدودیت در ارسال خاک‌های نادر، انجام گرفته است. ترامپ با اشاره اقدام جدید چین درباره اعمال محدودیت‌ بر صادرات مواد معدنی کمیاب گفت: «کاملا غافلگیرکننده بود. آنها به‌یک‌باره این ایده واردات و صادرات را مطرح کردند و هیچ‌کس، واقعا هیچ‌کس چیزی در موردش نمی‌دانست. »

ادامه نوشته

دیپلماسی در بن‌بست نیست، اما در انتظار تغییر رویکرد است

نوشته :حسن بهشتی‌پور

با بازگشت تحریم‌های شورای امنیت و فعال شدن مکانیزم ماشه، بار دیگر پرسش درباره آینده روابط ایران و غرب به صدر گفت‌وگوهای سیاسی بازگشته است. در حالی که هر دو طرف همچنان از «دیپلماسی» به‌عنوان راه‌حل سخن می‌گویند، واقعیت این است که دیپلماسی بدون تغییر رویکردها، به نتیجه نخواهد رسید.

گرچه دیپلماسی هیچ‌گاه به بن‌بست نمی‌رسد، اما برای ثمربخش بودن آن، باید طرفین از مواضع ثابت و غیرقابل انعطاف خود فاصله بگیرند. در حال حاضر، ایران و طرف‌های غربی در یک بازی خطرناک وارد شده‌اند؛ بازی‌ای شبیه به «چیکن» که در آن دو خودرو با سرعت به سمت هم حرکت می‌کنند و هر طرف منتظر است دیگری در لحظه آخر تغییر مسیر دهد. این وضعیت، نه نشانه پایان دیپلماسی، بلکه گویای فقدان اراده برای تغییر رویکرد است.

ایران با پیشنهادهایی مانند رقیق‌سازی اورانیوم ۶۰ درصد یا انتقال بخشی از آن به خارج از کشور، نشان داده که به گفت‌وگو تمایل دارد. اما از نگاه آمریکا این اقدامات برای پیشبرد مذاکرات کافی نیست. در مقابل، طرف‌های اروپایی نیز با پیش‌شرط‌هایی چون توقف کامل غنی‌سازی، محدودسازی برنامه موشکی و قطع حمایت از گروه‌های مقاومت، عملاً مسیر مذاکره را به یک‌طرفه‌سازی تبدیل کرده‌اند.

برنامه موشکی ایران جنبه دفاعی دارد و نمی‌توان انتظار داشت کشوری خود را خلع سلاح کند. گروه‌های مقاومت نیز در منطقه ضربات سنگینی متحمل شده‌اند و دیگر موضوعیت سابق را ندارند. با این حال، آمریکا مانند تروئیکا اروپا ، همچنان این محور را در مذاکرات برجسته می‌کند، بی‌توجه به تغییرات میدانی و واقعیت‌های جدید منطقه.

ادامه نوشته

عبرت‌ها از گذشته برای برنامه‌ریزی آینده

تحلیل مستندات قطعنامه‌های تحت فصل هفتم منشور ملل متحد درباره ایران

نوشته : حسن بهشتی‌پور

مقدمه

از روز یکشنبه ششم مهرماه، «مکانیزم ماشه» با پشتیبانی آمریکا و اقدام ماجراجویانه تروئیکای اروپایی فعال شد. در متن پیش‌رو تلاش کرده‌ام مراحلی را که از سال ۱۳۸۴ به بعد به صدور قطعنامه‌های تحت فصل هفتم منجر شد، مرور کنم و عبرت‌های تاریخی این روند را پیش‌روی تصمیم‌گیرندگان قرار دهم. خلاصه پیام این یادداشت آن است که اقدامات قاطع الزاماً به نتایج مثبت در راستای منافع ملی کشور نمی‌انجامد.

برآورد اشتباه از امکانات خود و دشمن

پس از گذشت ۹ ماه از توافق پاریس و بی‌نتیجه ماندن مذاکرات درباره فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران، زمانی که مسئولان به این جمع‌بندی رسیدند که تروئیکای اروپا در عمل بدون موافقت آمریکا نمی‌توانند همکاری لازم را با ایران داشته باشند، طی نامه‌ای رسمی به آژانس اعلام کردند که از تاریخ دهم مرداد ۱۳۸۴ (اول اوت ۲۰۰۵)، تنها دو روز پیش از پایان کار دولت خاتمی، ایران پلمب تأسیسات UCF اصفهان را شکست و این مرکز فعالیت‌های خود را از سر خواهد گرفت.

در اول آذرماه ۱۳۸۴ (۲۲ نوامبر ۲۰۰۵)، مجلس ایران با تصویب قانونی که ۹ روز بعد نیز به تأیید شورای نگهبان رسید، دولت را موظف کرد اقدامات داوطلبانه خود در تعلیق غنی‌سازی را متوقف کند و در صورت ارجاع پرونده ایران از سوی شورای حکام به شورای امنیت، فعالیت‌های غنی‌سازی را از سر گیرد.

ادامه نوشته

راهبردهای اقتصادی برای کاهش اثرات تحریم

بازگشت رسمی تحریم‌های شورای امنیت، آثار متفاوتی در حوزه‌های اقتصادی دارد. اگرچه برخی از قطعنامه‌ها در سال‌های گذشته عملاً کارکرد خود را از دست داده بودند اما فعال شدن دوباره آن‌ها جنبه نمادین و سیاسی مهمی دارد و می‌تواند شرایط را برای اجرای تحریم‌های ثانویه آمریکا و اروپا مهیاتر کند. مهم‌ترین پیامدها عبارتند از تشدید محدودیت‌ها در دسترسی به بازارهای مالی و بانکی بین‌المللی، کاهش صادرات نفتی و غیرنفتی و اختلال در واردات کالاهای اساسی به دلیل موانع بیمه‌ای و پرداخت.

نرخ ارز و تورم: افزایش فشار بر بازار ارز و رشد تورم ناشی از کاهش درآمدهای ارزی و تشدید انتظارات تورمی. تجربه نشان داده که این حوزه بیشترین تأثیر روانی را بر جامعه دارد.

سرمایه‌گذاری: فرار سرمایه‌های داخلی و توقف ورود سرمایه‌گذاری خارجی به دلیل ریسک حقوقی و مالی.

فناوری و تولید: محدودیت جدی در انتقال فناوری و قطعات مورد نیاز صنایع کلیدی مانند نفت، خودرو و فناوری اطلاعات. این موضوع می‌تواند رشد صنعتی را کند کند و وابستگی به واردات را تشدید کند.

پیامدهای اجتماعی: فشار تحریم‌ها بیش از همه بر طبقات متوسط و ضعیف جامعه اثر می‌گذارد؛ افزایش فقر، کاهش اشتغال و افت رفاه عمومی، تهدیدهایی جدی در سطح اجتماعی ایجاد می‌کند که می‌تواند پیامدهای سیاسی داخلی نیز به همراه داشته باشد.

کلی‌گویی در این بخش کافی نیست؛ باید راهکارهای عملیاتی و واقع‌بینانه ارائه شود.

اصلاح نظام بانکی و مالی: حرکت به سمت پیمان‌های پولی دوجانبه و چندجانبه، استفاده از ارزهای محلی در تجارت خارجی، و توسعه سیستم تهاتر کالا با کشورهایی که آمادگی دارند.

حمایت واقعی از تولید داخلی: حذف مقررات زائد، کاهش فشار مالیاتی بر تولیدکنندگان، و تسهیل واردات مواد اولیه و قطعات برای صنایع.

تنوع‌بخشی به صادرات: توسعه صادرات محصولات کشاورزی، معدنی و خدمات فنی-مهندسی برای کاهش وابستگی به نفت.

شفافیت و مقابله با فساد: بدون اصلاح حکمرانی اقتصادی و افزایش شفافیت، هیچ راهبردی نتیجه نخواهد داد.

مدیریت روانی بازار: جلوگیری از بزرگ‌نمایی اثرات تحریم‌ها، اطلاع‌رسانی دقیق و شفاف به مردم و اعمال سیاست‌های پولی و مالی منسجم برای کنترل انتظارات تورمی.

فعالیت حقوقی محدود اما هدفمند: گرچه سازوکارهای حقوقی بین‌المللی غالباً در اختیار قدرت‌های غربی است، اما پیگیری پرونده‌ها در نهادهای بین‌المللی می‌تواند حداقل جنبه تبلیغاتی و مستندسازی حقوقی داشته باشد.

دیپلماسی فعال با قدرت‌های غیرغربی: گسترش روابط با کشورهایی چون روسیه، چین، هند و اعضای بریکس فرصتی برای ایجاد شبکه‌های تجاری و مالی جایگزین است. با این حال، باید توجه داشت که این کشورها در نهایت منافع خود را دنبال می‌کنند و تکیه صرف بر آن‌ها خطای راهبردی خواهد بود.

مدیریت روابط با اروپا: حتی در صورت همراهی اروپا با آمریکا، باید کانال‌های ارتباطی باز نگه داشته شود تا امکان کاهش فشارها در آینده وجود داشته باشد.

دردوران پسا برجام چه  باید کرد

نوشته حسن بهشتی پور

اختصاصی روزنامه قدس

مقدمه:

فعال‌سازی مکانیزم ماشه پیامدهای حقوقی، امنیتی و روانی قابل‌توجهی برای ایران دارد؛ با این حال راه‌حل مؤثر نه در اقدامات تنش آفرین (مثل بحث خروج از ان پی تی ) نیست بلکه در ترکیب اصلاحات ساختاری داخلی، مدیریت افکار عمومی، تقویت تولید و دیپلماسی فعال است.

۱. واقعیت شرایط جهانی و پیامدهای بین‌المللی

دوران پسا برجام، بدون توافق با آمریکا و اروپا ، تا حدی ایران را به چارچوب قطعنامه‌های شورای امنیت ذیل فصل هفتم بازمی‌گرداند. این بازگشت ـ ولو عمدتاً ذیل بند ۴۱ (تحریم‌های اقتصادی) ـ وضعیت ایران را در عرف بین‌المللی به‌عنوان « تهدیدکنندهٔ صلح و امنیت بین‌المللی» قرار می‌دهد و امکان بهره‌برداری سیاسی و حقوقی از سوی دشمنان بین‌المللی ایران را افزایش می‌دهد. نتیجه عملی می‌تواند شامل محدودیت در تجارت، بازرسی‌ها و ایجاد توجیه برای اقدام های محدودیت ساز علیه مراودات اقتصادی ایران باشد.

با این حال باید توجه داشت که قطعنامه‌های شورای امنیت از منظری فنی و رسمی هستند و دامنهٔ عملی آثارشان (مقایسه با تحریم‌های ثانویه آمریکا) بسیار کمتراست؛ بنابراین پیگیری شکایت حقوقی از کشورهای آلمان ، انگلیس و فرانسه در دادگاه بین‌المللی لاهه و ثبت ادعاها و دفاع حقوقی باید هم‌زمان با اقدامات میدانی در داخل برای بهبود شرایط اقتصادی کشور هم زمان دنبال شود.

ادامه نوشته

چرایی و چگونگی مواجهه ایران با پیام‌های مذاکره‌ای اروپا

حسن بهشتی پور

با فعال‌سازی «مکانیسم ماشه» از سوی اروپایی‌ها و تشدید تحریم‌ها، روابط ایران و غرب در وضعیت تعلیق و بی‌اعتمادی قرار گرفته است. با این حال، پیام‌ها و سیگنال‌های روزانه‌ای از سوی اروپا و حتی آمریکا برای بازگشت به میز مذاکره به تهران ارسال می‌شود. پرسش اساسی این است که هدف از این پیام‌ها چیست و ایران چه رویکردی باید در قبال آنها اتخاذ کند؟

اروپا: نمایش صلح‌طلبی برای افکار عمومی

اروپا امروز بیش از آنکه در پی دستیابی به توافقی عملی با ایران باشد، تلاش دارد تصویر خود را در عرصه جهانی مدیریت کند. اروپایی‌ها می‌خواهند نشان دهند که «اهل جنگ نیستند» و همچنان راه دیپلماسی را باز گذاشته‌اند. در واقع، پیام‌های مذاکره‌ای بیشتر کارکرد تبلیغاتی و اعتمادسازی نزد افکار عمومی جهان دارد تا راهگشایی برای حل اختلافات واقعی. این وضعیت، به‌ویژه پس از افشاگری نماینده روسیه در شورای امنیت درباره رفتار فرانسه، بی‌اعتمادی نسبت به پایبندی اروپا را افزایش داده است.

ادامه نوشته

تاب‌‏آوری حداکثری در برابر فشار حداکثری

حسن بهشتی‌پور تحلیلگر مسائل بین‌الملل

روزنامه هم میهن چهارشنبه نهم مهر 1404

مواجهه با شرایط فعلی و بازگشت قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد یک مسئله پیچیده، چندلایه و چندوجهی است. با توجه به تحولات بین‌المللی، منطقه‌ای و داخلی باید همه جنبه‌های این رویداد را با دقت بررسی کرد. دستگاه سیاست خارجی ایران نمی‌تواند در مواجهه با این شرایط صرفاً مشغول شورای امنیت سازمان ملل متحد شود.

البته دستگاه دیپلماسی ایران باید با استفاده از کمک روسیه و چین در شورای امنیت تا جایی که می‌تواند جلوی تصویب قطعنامه‌های جدید یا جلوی تصویب بودجه برای پیشبرد قطعنامه‌های ۶گانه و تشکیل یا تصمیم‌گیری در کمیته‌ها و پنل‌های موضوعه این قطعنامه‌ها را بگیرد. روسیه و چین در هر صورت از حق وتو برخوردار هستند و شاید راهکارهای رویه‌ای و اداری در شورای امنیت اجازه بدهد که تا حدی جلوی برخی از اقدام‌ها علیه ایران را بگیرند.

ادامه نوشته

تحلیل محتوای  سخنرانی پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل

نوشته حسن بهشتی پور

سخنرانی آقای مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری ایران، در هشتادمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد، بازتاب دهنده مهم‌ترین اولویت‌ها و مواضع جمهوری اسلامی ایران در عرصه منطقه ای و بین‌المللی بود. با تحلیل محتوای این سخنرانی 1756 کلمه ای، می توان به ده سرفصل اصلی زیر خلاصه رسید:

۱. تأکید بر قاعده طلایی اخلاق در همه ادیان و نقد وضعیت جهان

۲. محکومیت حمله به ایران و تأکید بر مقاومت در برابر زورگویی

۳. افشاگری علیه رژیم صهیونیستی و طرح «اسرائیل بزرگ»

۴. ارائه چشم‌انداز ایران برای صلح و امنیت منطقه‌ای («قدرت از طریق صلح»)

۵. موضع‌گیری درباره سلاح‌های کشتار جمعی و تأکید بر صلح‌طلبی هسته‌ای ایران

۶. روشنگری در باره مواضع ایران در قبال حل و صل بحران‌ها (قفقاز، اوکراین)

۷. استقبال از پیمان‌های منطقه‌ای (عربستان و پاکستان)

۸. محکومیت تجاوز به قطر و اعلام همبستگی با دولت و مردم این کشور

۹. فراخوان برای اعتمادسازی و چندجانبه‌گرایی در منطقه

۱۰. تأکید بر هویت صلح‌طلب ایران و ارائه طریق بیائید « تهدید را به فرصت تبدیل کنیم»

اگرچه پرداختن به تمامی این محورها حائز اهمیت است، اما به نظر می‌رسد سه محور از جایگاهی راهبردی‌تر برخوردار هستند و هسته مرکزی پیام سخنرانی را تشکیل می دهند:

ادامه نوشته

تحلیل مواضع ایران و سه کشور اروپایی در گفت‌وگوی نیویورک

نوشته حسن بهشتی‌پور

روزنامه قدس چهارشنبه دوم مهر ماه صفحه 2

مقدمه

گفت‌وگوی وزیر امور خارجه ایران با همتایان اروپایی‌اش (آلمان، فرانسه و بریتانیا) در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل، نه یک گفت‌وگوی معمولی، بلکه نمایشی از شکاف عمیق راهبردی در بحبوحه یک بن‌بست چندوجهی است. این گفت‌وگو در شرایطی صورت می‌گیرد که توافق برجام عملاً در آستانه فروپاشی کامل قرار دارد و تحولات منطقه‌ای، معادلات امنیتی را دگرگون کرده است. تحلیل این ملاقات نیازمند واکاوی لایه‌های پنهان مواضع دو طرف است.

۱. بازگشت به قطعنامه‌های تحریمی: پروژه‌ای تحت فشار آمریکا و اسرائیل

تحلیل: ایران به‌طور سیستماتیک در حال تغییر چارچوب از یک «اختلاف فنی-حقوقی» به یک «تقابل سیاسی-امنیتی» است. با نسبت دادن اقدامات اروپا به فشارهای واشنگتن و تل‌آویو، ایران سه هدف را دنبال می‌کند:

مشروعیت‌زدایی از مواضع اروپا: ارائه تصویری از اروپا به‌عنوان بازیگری فاقد استقلال عمل.

برجسته‌سازی شکاف اروپا و آمریکا: نشان دادن اینکه اروپا در دام سیاست‌های تندروانه اسرائیل و جمهوری‌خواهان آمریکا افتاده است.

توجیه اقدامات تقابلی آینده ایران: در قالب «مقابله با پروژه تحریم‌سازی».

ادامه نوشته

تصمیمات هسته‌ای کشور؛ فراتر از دولت‌ها و در چارچوب کل نظام

نوشته: حسن بهشتی پور

مقدمه:

تحولات اخیر در شورای امنیت و رأی منفی به تمدید قطعنامه رفع تحریم‌های ایران، همراه با بحث تعلیق همکاری با آژانس، شرایط سیاست خارجی کشور را وارد مرحله‌ای جدید کرده است. در این مقطع حساس، لازم است به چند نکته کلیدی توجه شود:

نخست آنکه تصمیمات هسته‌ای کشور، از آغاز پرونده‌سازی علیه ایران در سال ۱۳۸۱ تاکنون، همواره در سطح کل نظام اتخاذ شده است؛ نه یک دولت و نه یک فرد. این تصمیم‌ها در شورای عالی امنیت ملی نهایی شده و بیانگر سیاست‌های کلی کشور بوده است. بنابراین، تحلیل شرایط امروز نیز باید در همین چارچوب کلان صورت گیرد. نباید دعواهای جناحی و گروهی موجب بی اعتبار کردن تصمیم هایی شود که در عالی ترین سطح گرفته می شود .

ادامه نوشته

توافق با آژانس و ۱۰ روز سرنوشت‌ساز

حسن بهشتي‌پور

یادداشت صفحه اول روزنامه تعادل

پس از توافق اخير ايران و آژانس دامنه وسيعي از نقدها، تخريب‌ها، توهين‌ها و تهديدها عليه مذاكره‌كنندگان كشورمان شكل گرفت. مخالفان اين توافق، تيم ديپلماسي كشور را متهم به عقب‌نشيني، عدول از ارزش‌ها و حتي خيانت به كشور مي‌كنند.

پس از توافق اخير ايران و آژانس دامنه وسيعي از نقدها، تخريب‌ها، توهين‌ها و تهديدها عليه مذاكره‌كنندگان كشورمان شكل گرفت. مخالفان اين توافق، تيم ديپلماسي كشور را متهم به عقب‌نشيني، عدول از ارزش‌ها و حتي خيانت به كشور مي‌كنند. اما آيا واقعا اين‌گونه است و تيم ديپلمات‌هاي ايراني برخلاف منافع كشور رفتار كرده‌اند؟آيا راه جايگزيني براي ديپلمات‌هاي ايراني وجود داشت و آنها از آن تبعيت نكردند؟ اگر نه، اهميت اين توافق در چيست و چه تبعات مثبت يا منفي براي كشورمان به دنبال خواهد داشت؟

ادامه نوشته