در عین حال، نمی‌توان نقش تحریم‌ها و نوع تعامل با نظام بین‌الملل را نادیده گرفت. صادرات، واردات، نقل‌وانتقال پول و حضور در بازارهای جهانی، مستقیماً از سیاست خارجی تأثیر می‌پذیرند. بنابراین همان‌قدر که خطاست همه تقصیرها را به گردن تحریم‌ها انداخت، نادیده گرفتن آثار واقعی آن‌ها نیز نوعی خودفریبی است.

مسئله نگران‌کننده‌تر آنجاست که تحریم‌ها در برخی موارد به بهانه‌ای برای رانت‌خواری و فساد تبدیل شده‌اند. شعار «دور زدن تحریم‌ها» برای گروهی خاص، نه نشانه خلاقیت اقتصادی، بلکه دریچه‌ای برای منافع بادآورده بوده است. وقتی همه ناکارآمدی‌ها به تحریم نسبت داده می‌شود، عملاً راهی برای توجیه سوءمدیریت و فرار از پاسخ‌گویی باز می‌ماند.

راه برون‌رفت از این چرخه معیوب، نگاه همزمان به داخل و خارج است. در اقتصاد، اصلاح نظام بانکی و پایان دادن به بنگاه‌داری بانک‌ها، شفاف‌سازی در نظام مالیاتی و گمرکی و کارآمدسازی بیمه‌ها، دیگر انتخاب نیست؛ ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. در سیاست خارجی نیز بازنگری در رویکردها، با تمرکز بر کاهش تنش‌ها و تقویت تعاملات اقتصادی، می‌تواند هزینه‌های تحریم را کاهش داده و فرصت‌های تازه‌ای ایجاد کند.

جمع‌بندی آن‌که نه می‌توان با نادیده گرفتن ضعف‌های داخلی، همه مشکلات را به دشمن خارجی نسبت داد و نه می‌توان بدون اصلاح سیاست خارجی، انتظار بهبود پایدار اقتصادی داشت. اقتصاد و سیاست خارجی دو روی یک سکه‌اند؛ هر کدام که نادیده گرفته شود، دیگری نیز کارکرد خود را از دست خواهد داد. اگر عزم ملی برای اصلاح همزمان این دو شکل بگیرد، می‌توان امیدوار بود که کشور از دور باطل بحران عبور کرده و به مسیر ثبات و پیشرفت بازگردد.