طرح صلح ترامپ؛ سرآغاز نظمی جدید در اروپا؟

نوشته حسن بهشتی پور

اختصاصی برای موسسه ایراس https://www.iras.ir/?p=13499

مقدمه:

طرح ۲۸ ماده‌ای دونالد ترامپ برای پایان‌دادن به جنگ روسیه و اوکراین، اگرچه هنوز نهایی نشده است، اما در همین مرحله اولیه نشان می‌دهد که با واقعیتی متفاوت از آنچه در دهه گذشته در اروپا شکل گرفته مواجهیم. این طرح که مهم‌ترین بند آن واگذاری یا تثبیت حدود ۲۰ درصد از خاک اوکراین در اختیار روسیه است، نوعی بازنگری اجباری در نظم امنیتی اروپا را رقم می‌زند؛ نظمی که پس از جنگ سرد در سایه گسترش ناتو و نزدیک‌شدن اوکراین به غرب، به تدریج به چالش کشیده شد و اکنون با این توافق احتمالی ممکن است به شکل ریشه‌ای دگرگون شود.

۱. طرح ترامپ؛ امتیازدهی به روسیه یا پایان یک بن‌بست؟

براساس آنچه در رسانه های گروهی غرب مطرح می شود در مهم‌ترین بخش سند صلح، شبه‌جزیره کریمه و مناطق لوهانسک و دونتسک به عنوان قلمروهای روسی به رسمیت شناخته می‌شوند. در مقابل، نیروهای اوکراینی مجبور به عقب‌نشینی از مناطق تحت کنترل‌شان خواهند بود. این بندها تنها در یک صورت قابل پذیرش‌اند: اینکه اوکراین دریابد ادامه جنگ هزینه‌ای فراتر از توان اقتصادی و انسانی‌اش دارد و حمایت نظامی اروپا نیز محدودیت‌های جدی پیدا کرده است.

به همین دلیل است که همین نسخه اولیه سند، مخالفت صریح دولت کی‌یف را برنینگیخته و مقاماتی چون «اومروف» اعلام کرده‌اند که بخش مهمی از اولویت‌های اوکراین در آن لحاظ شده است. در واقع آمریکایی‌ها در تلاش‌اند توافقی خلق کنند که برای اوکراین تلخ اما قابل تحمل باشد و برای روسیه امتیازاتی جدی اما نه نامحدود فراهم کند.

ادامه نوشته

تلاش آمریکا برای تروریستی خواندن اخوان‌المسلمین و پیامدهای آن برای آینده حماس

نویسنده : حسن بهشتی پور

در هفته‌های اخیر هم‌زمان با انتشار گزارش‌هایی درباره احتمال «تغییر ماهیت حماس» از یک نیروی نظامی به «حزبی سیاسی»، تحرکات آمریکا در مسیر تروریستی اعلام کردن اخوان‌المسلمین بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است. آنچه این دو روند را به یکدیگر پیوند می‌دهد، نه صرفاً یک هم‌زمانی خبری، بلکه تحولی ساختاری در رقابت‌های راهبردی خاورمیانه است؛ تحولی که بازیگران اصلی آن عربستان سعودی، آمریکا و جریان‌های اخوانی به‌ویژه حماس هستند.

نخست باید تاکید کرد مطالبی که در رسانه‌هایی مانند «الشرق الاوسط» درباره آینده سیاسی حماس منتشر می‌شود، بیش از آنکه خبر باشد نوعی تحلیل جهت‌دار است؛ تحلیلی که معمولاً میان سطور آن اطلاعاتی قرار می‌گیرد که نویسنده نمی‌خواهد مسئولیت مستقیم بیانش را بپذیرد. این رسانه سال‌ها است با حمایت عربستان اداره می‌شود و به همین دلیل بازتاب‌دهنده دیدگاه‌های ریاض درباره پرونده‌های حساس منطقه‌ای است. از این منظر، طرح مسئله «عبور حماس از فاز نظامی به سیاسی» را باید بخشی از سنجش افکار عمومی و آزمودن واکنش گروه‌های فلسطینی دانست.

ادامه نوشته

ضرورت مواجهه واقع‌بینانه با قطعنامه اخیر شورای حکام

آینده پرونده هسته‌ای ایران

نوشته : حسن بهشتی پور

تصویب قطعنامه جدید شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی علیه ایران، بار دیگر پرونده هسته‌ای کشور را در موقعیتی حساس و پیچیده قرار داده است؛ موقعیتی که از جهات مختلف شباهت‌هایی با نیمه دهه ۱۳۸۰ دارد؛ دورانی که مجموعه‌ای از برداشت‌های نادرست، انکار واقعیت‌های حقوقی و فقدان تصمیم‌گیری به‌موقع، هزینه‌های سنگینی را به کشور تحمیل کرد. این خطر وجود دارد که همان الگوهای نادرست دوباره تکرار شود، مگر آنکه در سیاست‌گذاری هسته‌ای کشور بازنگری واقع‌گرایانه صورت گیرد.

۱. معنای قطعنامه جدید: ادامه بررسی ویژه، اما این‌بار بدون برجام

انقضای قطعنامه ۲۲۳۱ و پایان رسمی دوره ۱۰ ساله اجرای برجام، از دید برخی در داخل کشور به معنای بازگشت پرونده ایران به شرایط عادی تلقی شد. اما قطعنامه اخیر شورای حکام خلاف این برداشت را اثبات می‌کند. بر اساس رأی ۱۹ کشور عضو شورا، مدیرکل آژانس موظف شد گزارش‌دهی دوره‌ای درباره برنامه هسته‌ای ایران را طبق چارچوب قطعنامه‌های شش‌گانه شورای امنیت ادامه دهد؛ قطعنامه‌هایی که ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد قرار دارند و از نظر حقوقی الزام‌آور محسوب می‌شوند.

این تحول به معنای باز شدن «صفحه جدیدی در پرونده‌سازی علیه ایران» است. سه کشور اروپایی و آمریکا با این اقدام تلاش کردند فشار سیاسی و حقوقی خود را مستند کرده و از خلأ ناشی از پایان برجام جلوگیری کنند. هرچند چنین قطعنامه‌ای الزاماً به معنای صدور قطعنامه جدید در شورای امنیت نیست، اما به لحاظ حقوقی بستری فراهم می‌کند که غرب در آینده بتواند هر اقدام خود را بر «مبنای مستندات آژانس» توجیه کند.

ادامه نوشته

تحلیل محتوایی قطعنامه جدید شورای حکام علیه ایران

اختصاصی روزنامه قدس شنبه اول آذر 1404 صفحه 2

قطعنامه جدیدی که کشورهای اروپایی (بریتانیا، آلمان، فرانسه) همراه با آمریکا در شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) علیه ایران به تصویب رساندند، از جنبه‌های حقوقی، راهبردی و سیاسی دارای اهمیت قابل توجهی است. این سند، با آرای ۱۹ موافق، ۳ مخالف (از جمله روسیه، چین و نیجر) و ۱۲ ممتنع، یک پیام روشن به تهران درباره نگرانی‌های غرب از وضعیت برنامه هسته‌ای ایران ارسال می‌کند.

نکات کلیدی محتوایی قطعنامه

یکی از محورهای اصلی پیش‌نویس قطعنامه، ارجاع صریح به قطعنامه‌های قبلی شورای امنیت سازمان ملل – از جمله قطعنامه‌های ۱۶۹۶، ۱۷۳۷، ۱۷۴۷، ۱۸۰۳، ۱۸۳۵ و ۱۹۲۹ – و الزام مجدد ایران به اجرای مفاد آنها است. طبق این قطعنامه‌های قدیمی، از ایران خواسته شده بود فعالیت غنی‌سازی اورانیوم و پروژه‌های تحقیقاتی در حوزه آب سنگین را متوقف کند. این تأکید نشان می‌دهد که اروپایی‌ها معتقدند پرونده پادمانی ایران «عادی» نشده و باید در چارچوب همان فشارهای امنیتی پیشین ادامه یابد.

گزارش‌دهی بیشتر به شورای امنیت

قطعنامه جدید مدیرکل آژانس را ملزم می‌کند که نه تنها به صورت سه‌ماهه به شورای حکام گزارش دهد، بلکه گزارش‌های خود را به شورای امنیت سازمان ملل نیز ارسال کند. این گام حقوقی به معنای تلاش برای احیای نقش شورای امنیت در نظارت بر برنامه هسته‌ای ایران است و نشان می‌دهد که تروئیکای اروپایی و واشنگتن می‌خواهند « ازعادی شدن پرونده هسته ای ایران در آژانس ممانعت کنند. آنها به دنبال تضمین حقوقی هستند که امکان باز شدن مسیر تحریم یا فشارهای بعدی را فراهم کند.

ادامه نوشته