دزدی دریایی آمریکا برای ایران و دیگر کشورها زنگ خطر است

نگاه تحلیلگر/ مصاحبه با حسن بهشتی پور

حسن بهشتی پور تحلیلگر مسائل سیاست خارجی در گفتگوی با خبرنگار نامه نیوز گفت: هدف آمریکا از توقیف نفت کش ونزوئلایی سرنگونی دولت مادورو است و حالا اینکه آمریکایی ها نام ایران را آوردند شاید برای این باشد تا بهانه قرار دهند که همکاری های بین ایران و ونزوئلا را مختل کنند.

توقیف نفتکش ونزوئلایی اقدامی در ادامه سیاست‌های یک‌جانبه و غیرقانونی آمریکا تحلیل و تفسیر می‌شود؛ به ویژه آنکه آمریکا تلاش کرد این نفتکش را به صادرات نفت ایران هم منسوب کند و از این طریق به فشارهای سیاسی و اقتصادی علیه ملت ایران مشروعیت ببخشد.

آمریکا با سوءاستفاده از سازوکارهای حقوقی بین‌المللی می‌خواهد اقدامات فرامرزی خود را توجیه کند، حال آنکه در عمل به بی‌ثباتی در تجارت جهانی دامن می‌زند. ایران این ادعاها را بی‌اساس دانسته و تأکید می‌کند «واشنگتن باید از سیاست‌های فشار حداکثری و توقیف‌های غیرقانونی دست بردارد و به اصول حقوق بین‌الملل احترام بگذارد».

ادامه نوشته

نگاه سند امنیت ملی آمریکا به ایران بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد تا واقعی

حسن بهشتی‌پور، پژوهشگر و تحلیلگر مسائل بین‌المللی در مصاحبه با خبرنگار خبرگزاری ایکنا :

کارشناس مسائل بین‌الملل درباره نگاه سند امنیت ملی جدید آمریکا به ایران گفت: در سند جدید ادعا شده که ایران دیگر تهدید جدی نیست و آمریکا توان آن را نابود کرده و به نوعی سیاست تبلیغاتی را مطرح کرده است. در حالی که همین سند به اهمیت آبراه خلیج فارس و تنگه هرمز اشاره می‌کند؛ اگر ایران تهدید نیست، پس این همه تأکید بر امنیت آبراه چه معنایی دارد؟ این نشان می‌دهد که ایران قدرت ناامن کردن آبراه خلیج فارس و تنگه هرمز را دارد و این دقیقا در تعارض با نکات مطرح شده درباره ایران در این سند است.

دولت دوم دونالد ترامپ اخیراً سند «استراتژی امنیت ملی جدید آمریکا» را با شعار «اول آمریکا» منتشر کرده؛ سندی که بازتعریف نقش واشنگتن در نظام بین‌الملل را محور قرار داده است. این پرسش مطرح می‌شود که آیا آمریکا با تکیه بر چنین رویکردی در پی تمرکز بر مسائل داخلی و کاهش مداخله در جهان است یا این تغییر، بیش از آنکه واقعی باشد، ظاهری و تبلیغاتی است؟!

همچنین یکی از محورهای مهم این سند، نحوه مواجهه آمریکا با جمهوری اسلامی ایران است؛ این سند ایران را تهدید کاهش یافته معرفی کرده است. از سوی دیگر، تأکید بر کاهش مداخله‌گری در نقاط مختلف جهان، این برداشت را تقویت می‌کند که شاید ایالات متحده به افول جایگاه خود اذعان کرده باشد. در همین چارچوب، این پرسش نیز اهمیت می‌یابد که آیا جایگاه منطقه غرب آسیا در نگاه راهبردی آمریکا تنزل یافته است. علاوه بر این، قرار گرفتن چین و روسیه در جایگاه چالش‌های اصلی امنیت ملی آمریکا نشان می‌دهد که مهار این دو قدرت به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های واشنگتن تبدیل شده است؛ موضوعی که خود نشانه‌ای از ناکامی‌های پیشین آمریکا در این حوزه به شمار می‌رود.

ادامه نوشته

تهران و باکو؛ ضرورت باز تعریف یک رابطه همسایگی

نویسنده : حسن بهشتی پور

اختصاصی برای ایراس

روابط ایران و جمهوری آذربایجان در سال‌های اخیر دستخوش تنش‌ها و برداشت‌های متعارضی بوده است؛ تنش‌هایی که اگرچه گهگاه رنگ امنیتی به خود گرفته‌اند، اما اکنون نشانه‌های روشنی از اراده دو طرف برای بازتعریف مناسبات دیده می‌شود. سفر اخیر وزیر خارجه ایران به باکو نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است؛ سفری که اهداف آن تنها به بهبود روابط دوجانبه محدود نمی‌شود، بلکه با تحولات ژئوپلیتیک قفقاز، آینده گذرگاه‌های ارتباطی و جایگاه ایران در کریدورهای منطقه‌ای گره خورده است.

گذرگاه ترامپ و الزامات ژئوپلیتیک جدید

پس از بسته شدن پرونده «کریدور زنگزور» و جایگزینی آن با مسیری که اکنون «گذرگاه ترامپ» نامیده می‌شود، معادلات قفقاز وارد مرحله جدیدی شده است. این طرح – بر اساس روایت موجود – قرار نیست حاکمیت ارمنستان را نقض کند و مرز ایران و ارمنستان نیز دست‌نخورده باقی می‌ماند. از این منظر، تهران مسیر جدید را تهدید ژئوپلیتیک نمی‌داند؛ البته به شرط آنکه فاصله آن با مرز ایران حفظ شود و تغییری در دسترسی ارمنستان به مرزهای جنوبی ایجاد نکند.

با تثبیت این رویکرد، امکان ایفای نقش ایران در مدیریت یا اتصال به این گذرگاه نیز مطرح است؛ موضوعی که می‌تواند بر معادلات ترانزیتی، به‌ویژه در محورهای ارتباطی ایران–قفقاز–روسیه تأثیرگذار باشد.

ادامه نوشته

همکاری احتمالی ایران و ژاپن در حوزه ایمنی هسته‌ای

نوشته حسن بهشتی پور

تحلیل زمینه‌های مطرح شدن همکاری ایران و ژاپن در زمینه ایمنی هسته ای

پیام‌های پنهان و آشکار در بحث همکاری ایران و ژاپن در ایمنی هسته‌ای

مطرح شدن احتمال همکاری ایران و ژاپن در حوزه ایمنی هسته‌ای در اخبار این روزها ، در نگاه نخست شاید یک موضوع صرفاً فنی به نظر برسد، اما محتوای این اخبارنشان می‌دهد این همکاری ابعادی ژئوپلیتیکی، امنیتی و نمادین دارد که فراتر از همکاری تکنیکی میان دو کشور است. آنچه در این همکاری برجسته است، تلاقی سه سطح تحلیل است: ایمنی هسته‌ای، روابط قدرت، و مدیریت بحران‌های ناشی از حملات اخیر آمریکا به تاسیسات هسته‌ای ایران.

ادامه نوشته

بازخوانی جایگاه ایران در سند امنیت ملی 2025 آمریکا

از توهم تضعیف تا واقعیت راهبردی

سند امنیت ملی ایالات متحده در سال 2025، که با ادبیاتی آشکارا تبلیغاتی و تحت تأثیر گفتمان دولت دونالد ترامپ منتشر شده، تلاشی هدفمند برای ارائه روایتی جدید و کاستن عمدی از وزن راهبردی جمهوری اسلامی ایران در معادلات امنیتی واشنگتن است. این سند، که برخلاف اسناد دو دهه گذشته (با محوریت‌هایی مانند "محور شرارت" یا "تهدید بی‌ثبات‌کننده کلیدی") تنها به اشاراتی گذرا و محدود به ایران اکتفا کرده، در پس ظاهر فنی خود، رویکردی ایدئولوژیک و انتخاباتی را دنبال می‌کند.

محورهای کلیدی این تغییر روایت را می‌توان در چند بند زیر خلاصه کرد:

1. اولویت‌دهی به رقبا و واگذاری بار منطقه:

هسته مرکزی سند جدید، انتقال اولویت امنیتی آمریکا به رقبای بزرگ یعنی چین و روسیه، و تلاش برای کاهش هزینه‌های حضور مستقیم در خاورمیانه از طریق «واگذاری بار امنیت منطقه به متحدان» است. در این چارچوب، کاستن عمدی از جایگاه ایران، تلاشی برای نشان دادن عدم نیاز به درگیری مستقیم و پرهزینه واشنگتن و ایجاد این تصور است که می‌توان از طریق تقویت بلوک‌بندی منطقه‌ای متشکل از رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی، ایران را مهار کرد.

ادامه نوشته