تحلیل سیاستی: چارچوبی برای بازنگری در مذاکره با غرب

حسن بهشتی پور

طرح مساله: بعد از صدور قطعنامه جدید در روز پنج شنبه 29 آبان علیه ایران، برگ تازه ای بر پرونده سازی هسته ای ایران افزوده شد و این مساله مهم ضرورت بازنگری بر سیاست هسته‌ای ایران را بیش از پیش نمایان ساخت . در این میان تروئیکای اروپایی در همان روز برای انجام مذاکرات جدید با ایران بر سر برنامه هسته ای ، اعلام آمادگی کرده است. سئوال اصلی این است که پاسخ ایران به این درخواست چه باید باشد؟

هدف: ارائه یک چارچوب تحلیلی برای ارزیابی عینی و مبتنی بر منافع ملی، جهت تصمیم‌گیری در مورد امکان و شرایط مذاکره با اروپا و سپس با ایالات متحده آمریکا.

پیش‌فرض کلیدی: تصمیم برای مذاکره یا عدم مذاکره باید یک انتخاب استراتژیک آگاهانه باشد، نه یک واکنش احساسی یا تسلیم در برابر فشار. این تحلیل بر پایه این اصل استوار است که در روابط بین‌الملل، «تعامل» یک ضرورت راهبردی است، اما «اعتماد» یک دستاورد است که تنها از طریق توافق‌های اجرایی قوی حاصل می‌شود که ضمانت اجرای آن در درون توافق بدون کلی گویی به صورت شفاف و دقیق روشن باشد.

ادامه نوشته

نه هرجا اعتماد باشد مذاکره قطعاً شکل می‌گیرد و نه هر مذاکره‌ای نشانهٔ اعتماد است

حسن بهشتی‌پورکارشناس روابط بین‌الملل درباره مفهوم «مذاکرهٔ مسلح» در گفتگو با اعتماد توضیح داد

به نظر می‌رسد آقای خطیب‌زاده می‌خواهد به یک اصل کلی اشاره کند که متأسفانه در ذهن بخشی از افکار عمومی ایران، باور غلطی شکل گرفته است؛ این تصور که تنها زمانی می‌توان با کسی مذاکره کرد که به او اعتماد داشته باشیم. در واقع، چنین قاعده‌ای در نظام مذاکرات بین‌المللی وجود ندارد و مذاکره همیشه به اعتماد متقابل وابسته نیست.

او برای توضیح این نکته به تجربه جنگ ایران و عراق اشاره کرد: در جریان جنگ تحمیلی آیا ایران به صدام اعتماد داشت؟ قطعاً خیر. با این حال برای تعیین تکلیف پایان جنگ ناگزیر از مذاکره با عراق شدیم. بنابراین رابطه مستقیمی میان اعتماد و مذاکره وجود ندارد؛ نه هرجا اعتماد باشد مذاکره قطعاً شکل می‌گیرد و نه هر مذاکره‌ای نشانهٔ اعتماد است.»

اگر مذاکره‌ای به توافق بیانجامد، در فقدان اعتماد باید متن توافق به‌گونه‌ای تنظیم شود که در صورت نقض تعهدات از سوی طرف مقابل، ابزارهای بازدارنده و تنبیهی لازم برای کشوری که ناقض توافق باشد، پیش بینی شده باشد. به گمان من آقای خطیب‌زاده همین پیش‌بینی را مذاکرهٔ مسلح می‌نامد؛ یعنی مذاکره‌ای که در آن آمادگی دفاعی، امنیتی و اطلاعاتی کشور کاهش نمی‌یابد و هیچ‌گونه غفلتی رخ نمی‌دهد.

ادامه نوشته

حضور ایران در نشست شانگهای و هم‌زمان اعلام آمادگی برای مذاکره

نشست نخست‌وزیران کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای در مسکو، برای ایران فراتر از یک حضور تشریفاتی است؛ این اجلاس بستری عملی برای پیشبرد دیپلماسی چندجانبه تهران فراهم می‌کند. پرسش اصلی این یادداشت آن است که: حضور ایران در شانگهای چگونه می‌تواند جایگاه کشور را در برابر فشارهای غرب و در مسیر احتمالی مذاکره با آمریکا تقویت کند؟

۱. اهمیت حضور ایران: از خنثی‌سازی تحریم‌ها تا تقویت روابط راهبردی

این سفر در دو محور اصلی اهمیت می‌یابد:

الف) خنثی‌سازی تلاش‌های آمریکا برای بازگرداندن تحریم‌ها

ایران معتقد است دوره قطعنامه‌های پیشین به پایان رسیده و هر اقدام جدید باید دوباره مطرح و رأی‌گیری شود. در چنین شرایطی، حمایت روسیه و چین و استفاده آن‌ها از حق وتو می‌تواند عملاً مانع هرگونه بازگشت تحریم‌های گذشته یا تصویب قطعنامه‌های تازه شود.

ادامه نوشته

ایران، شورای حکام و دوراهی همکاری یا تقابل

نوشته حسن بهشتی پور

چرا رسیدن به نقطه صفر همکاری برای هر دو طرف زیان‌بار است؟

نشست شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و اقدام سه کشور اروپایی در تهیه پیش‌نویس قطعنامه‌ای علیه ایران، بار دیگر پرونده سازی هسته‌ای را در مرکز تنش‌های سیاسی قرار داده است. این قطعنامه که قرار است در نشست ۲۸ تا ۳۰ آبان ماه شورای حکام به رأی گذاشته شود، دارای مفادی است که بازگشت به دوران پیشابرجام را تداعی می‌کند؛ از جمله درخواست برای تعلیق غنی‌سازی، تحقیق و توسعه، بازفرآوری و اجرای کامل و بدون تأخیر پروتکل الحاقی. این در حالی است که از نگاه ایران، پروتکل الحاقی زمانی قابل اجراست که طرف‌های مقابل نیز به تعهدات خود پایبند باشند و امنیت تأسیسات ایران تضمین شود.

سطح جدیدی از فشارها که از سوی تروییکای اروپایی و با هماهنگی آمریکا دنبال می‌شود، نشان می‌دهد که غرب قصد دارد مسیر تعامل فنی و اعتمادساز میان ایران و آژانس را بار دیگر به حوزه تقابل سیاسی بکشاند. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که بازگشت پرونده ایران از چارچوب برجامی به وضعیت پادمانی چه پیامدهایی دارد و چرا رسیدن به «همکاری صفر» برای هر دو طرف زیان‌بار خواهد بود؟

ادامه نوشته

در حاشیه اظهارات آقای محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی

نوشته: حسن بهشتی‌پور

روز یکشنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۴، کنفرانس بین‌المللی «حقوق بین‌الملل تحت تهاجم، تجاوز و دفاع» در تهران برگزار شد. محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، در بخشی از سخنرانی خود در این نشست، با اشاره به موضوع حمله اسرائیل به ایران، گفت: «اولین جایی که اسرائیل بمباران کرد، کارخانه‌ای بود که سوخت صفحه‌ای برای رآکتور تهران – که یک رآکتور رادیودارو است – تولید می‌کرد. اطلاعات این مکان فقط در اختیار آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بوده است».

در تحلیل پیش رو، کوشیده‌ام این موضوع را از جنبه حقوق بین‌الملل نقد و بررسی کنم:

۱. موضوع محرمانه بودن اطلاعات در موافقت‌نامه‌های پادمان

محرمانگی دقیق اطلاعات حساس مربوط به تأسیسات هسته‌ای کشورها در مواد ۵، ۶ و ۷ موافقت‌نامه پادمان (INFCIRC/153) تنظیم شده است. این مواد دقیقاً به همان نکته‌ای اشاره دارند که آقای اسلامی به آن استناد کرده‌اند. در این مواد آمده است:

  • آژانس موظف است هرگونه اطلاعات مربوط به تأسیسات هسته‌ای، موقعیت، طراحی، مواد و فعالیت‌ها را محرمانه نگاه دارد.
  • آژانس بدون رضایت دولت عضو، اجازه ندارد هیچ‌یک از این اطلاعات را به هیچ کشوری منتقل کند.
  • در صورت افشای اطلاعات، مسئولیت متوجه آژانس است.

بنابراین، از نظر حقوق بین‌الملل، آژانس مکلف است همه اطلاعات مربوط به تأسیسات هسته‌ای اعضا را محرمانه نگه دارد. این یک اصل بنیادین در رژیم پادمان است. (۱)

ادامه نوشته